کتاب قصه
تو خودت برای خودت یک دنیایی با تمام عواملی که یک دنیا در خود دارد. برای همین هیچ چاره ای نیست جز این که در تو زندگی کنم یا از خودم خودکشی کنم
3
هنوز وقت نکردم همه شو برات بنویسم. می نویسم
2
من چکار کنم وقتی دلم برای تو جوری تنگ میشه که از مرگ بدتره
..
1
تو نمی دونی وضع ما اینجا چقدر وحشتناکه با این همه وحشت از همون دقیقه ای که تو گوشی رو می ذاری و میری و فکر می کنی که ما هیچی نفهمیدیم از اون همه خونی که تو از سر و صورت بچه ها پاک کردی و بردی و آوردیشون بیمارستان و خونه و از این شهر به اون شهر. الان این درد بدجوری ناشناس شده. قبلن تنها جایی که نگرانش بودیم فقط خودت بودی. همین که خودت صدات از پشت گوشی یا روی خط های ایمیل بیاد، نفسمون بالا میومد. حالا قاطی کردیم. اصلن نگران تو نیستیم، نگران همه ایم، یعنی فکر کن، همه. یکی یکی هم نه، همه و اصلن نگران تو نیستیم. توی این موقعیت کدوم آدم جانی بیشعوری می تونه فقط نگران تو باشه و نگران همه نباشه. ولی گوشت و پوست همه شون درست عین مال توئه، استخوناشون درست عین مال توئه. این درد رو منتقل میکنه به تمام تن و تمام ذهن. هیچ جای سالمی نمونده توی من. باور می کنی؟ و تو خیال می کنی که گوشی رو که گرفتی دستت و هی خندیدی به ما که هیچی نمی دونیم اونجا چه خبره و تو دیشب کجا سر کی رو روی زانوت گذاشته بودی که و زخم کی رو می بستی که و خیال خودت راحت شد یا ناراحت شد که چرا ما هیچی نمی فهمیم دیگه تمومه
اینا رو می نویسم که دلت نگیره فکر نکنی تنهایی ما نمی دونیم. ما همه چی رو می دونیم باور کن ولی نمیشه پای تلفن گفت حتی با ایمیل نمیشه گفت. تقصیر خودته هی قطع می کنی و میگی حرف نزن یه چیز دیگه بگو
.
فعلن تا بعد
ساقی قهرمان