ساقی قهرمان

شور

Posted in Blogroll by ساقی قهرمان on نوامبر 21, 2007

این شبها خواب می بینم

خواب غرق شدن و ذوب شدنِ لبهام در بوسه های چسبناک تو

خواب لنگر انداختن در گرمای دنجیِ بین سینه و بازو هات

خواب پیچیدنِ پاهامان در هم

خواب خیسیِ رختخوابی که فقط برای من و تو پهن شده روی زمین

این شبها تو فقط مال منی

بی اعتنا به رقیبِ دوره ی دبیرستان

بی نشانی از همسرت

این روز ها سخت است

همان روز هایی است که باید می بودی

اشکِ گرم و معطر جایی درونم انباشته شده و فشار می دهد

دلم می خواهد چشمانم انزال شوند

رهایی بیاید

اشک در مسیرلغزشش روی گونه هایم نوازشم کند

سُر بخورد تا مزه ی شور و آبکی اش در دهان

آن غروبها را می خواهم

وقتی که هوا نه گرم بود و نه سرد

وقتی مزه ی شور عرق با ریز ریزِ باران مخلوط می شد

وقتی بوی دستهای پر از جزوه ی تو در جانِ خاک و هوا جا می افتاد

وقتی گِردی سر شانه هایت گرم بود…

by soulmate

http://asthesedayspass.blogspot.com

همه ی زن ها.. چه ربطی دارند؟

Posted in Blogroll by ساقی قهرمان on نوامبر 5, 2007

اصولا از انگشت خوشم می آید. از چرخش انگشت در کون هم خیلی زیاد لذت می برم. اولین باری که کشف کردم انگشت قابلیت بیشتری برای لذت دادن و لذت بردن دارد چند سال پیش بود. بعد از عمل هموروئید حلقه ی دور کون من آنقدر تنگ شد که هیچ چیز به جز دیلدوی باریک و یا دو انگشت چسبیده به هم امکان نداشت بدون ایجاد پارگی، تو بروند. وقتی انگشت تقریبا تنها امکان باقیمانده شد، کشف کردم که لذتی که چرخش انگشت ایجاد می کند، کاری که کیر اصلا امکانش را ندارد، بی نظیر است. تا آن موقع همیشه فکر می کردم این فقط سر انگشت من است که وقتی داخل کون او می شود لذت می برد.

در این شعر، “شعر بلند”، از تجربه ی شخصی خودم استفاده کرده ام، اما ممکن بود تجربه ی شخصی من نباشد و من فقط از آن برای تصویر سازی استفاده کرده باشم. این توضیح خنده دار برای دوستانی مثل آرش است که فکر می کنند با خواندن این شعرها نویسنده را کشف کرده اند، و از طریق کشف نویسنده، “دیگر زن ها” را هم کشف کرده اند و به این ترتیب، زمان صرفه جویی می کنند و می توانند بدون مطالعه و تجربه ی کافی، بپرند روی زن هایی که وارد زندگی شان می شوند. برای روابط نفر به نفر، که خیلی متفاوت اند با یک تحقیق آماری در خصوص شیوه های لذت گیری زنان در جوامع فلان و فلان، هیچ چیز بهتر از مطالعه ی مقاله های متعدد در زمینه ی آموزش سکس، و تجربه های شخصی نیست. حالا در این میان یکی دو بار هم توی گوش آدم می خورد، که مثلا ناخنش را خوب کوتاه نکرده یا زبانش زیادی تند می جهد، یا اشکال خاصی در حرکت کیرش هست که تا بحال به آن دقت نکرده. به هر حال باید و قبل از هر چیز، سلیقه ی یک نفر، فقط، کشف و رعایت شود، همان یک نفری که همان موقع جایی در نزدیکی های آغوش آدم است. برای همین فکر می کنم که جواب من به سؤالات مکرر آرش و دوستان دیگر در مورد سلیقه ی جنسی من به درد مصرف روابط شخصی شان نمی خورد اما به عنوان موضوع بحث می شود از چراییِ ترجیح کون به کس یا کس به کون یا هر دو به دهان و یا هر سه به جاهای دیگر تن، استفاده کرد.

حالا بگذریم، به نظر خود من، ویژگی خوب انگشت در کون این است که در هر حالتی که باشی، نشسته یا خوابیده، به پشت، به پهلو، یا خم رو به جلو، زانو زده روی زمین، فرقی نمی کند، در همه حال می توانند به هم برسند و هم را درک کنند. با وجود این، و خب این تجربه را همه دارند، همین انگشت، بدون کمک یک مشت پر لوبریکنت، تو نمی لغزد، حق هم دارد. حلقه ی مقعد اگر لغزنده نباشد حس خوبی به انگشت نمی دهد، جوری که انگار اصلا قرار نبوده برود تو، انگار دارد به زور خودش را فرو می کند آن تو، که خب این هم بی انصافی است و کون مسئولیت دارد سهم خودش از لذت را تأیید کند.

همه ی زن ها را نمی شود از طریق یک زن کشف کرد. با هر زنی باید جداگانه دست داد، حتی سیب هم انواع گوناگون دارد و من حدس می زنم این اشتباه، که ببینیم همه ی زن ها …. ، از همان فرهنگ منسوخ خواستگاری رفتن و زن گرفتن ریشه می گیرد. یعنی مردی بخواهد موجودی را وارد زندگی اش کند که فقط با ویژگی های کلی او آشناست، آدم است، و زن است، و هیچ چیز دیگر از این موجود خاص که آدم است و زن است نداند. تکلیف بوی تن آن آدم خاص چه می شود؟ یا حافظه ی خوب و بدش؟ یا زبری و نرمی گلوگاهش؟ ولی ته مانده ی آن فرهنگ هم باید منسوخ شود. آدم باید اسم خاص پیدا کند، با تمام ویژگی های فردی اش شناخته شود، باید هویت شخصی داشته باشد. به نظر من آدم هایی مثل آرش حتما باید همیشه اول از زنی که علاقه دارند مهمان اش کنند، سؤال کنند، بعد کیر یا انگشت شان را تعارف کنند، اینجوری هم مؤدبانه تر است هم مطمئن تر. و تا به رابطه ی متقابل برسد و یا تبدیل به چیزی شبیه عشق بشود هنوز خیلی راه خواهد و حتما باید قواعد بده بستان رعایت شود، حتی اگر با خود عشق در ارتباط باشیم، عشق به معنای تصاحب حق نیست. اصلا هم وارد این مقوله نمی شویم که خیلی از زنها زن اند ولی به هیچ عنوان نباید به مردانگی و منی و کیر و این حرفها دعوت شان کرد، حالشان به هم می خورد.

فرهنگ سازی با چرخش انگشت

Posted in Blogroll by ساقی قهرمان on نوامبر 5, 2007

آرش | sher_erotic@yahoo.com | - | IP: 64.62.138.12

ساقی عزیز
چند سال پیش در یک مصاحبه ی تلویزیونی از زنی پرسیدند چه کسی رو به عنوان الگوی خودتون انتخاب می کننین و زنه گفت اوشین_کاراکتری در یک سریال ژاپنی)
پدری ازش دراومد و مجبور شد بیاد و در برنامه ی خاصی عذر خواهی کنه از ملت و نام الگو شو عوض کنه …
اینو نوشتم بگم که ساقی جان با تند روی نمیشه کاری کرد
باید ذره ذره پیش رفت. باید فرهنگ سازی کرد. باید گام به گام پیش رفت و در هر گام هدف رو دوباره باید مرور کرد تا ببینیم که داریم بهش نزدیک میشیم یا فقط داریم فیگورشو میایم
از دید من هدف رسوندن نوع بشر به آزادی ی است که در خورشه
اینو هم بگم که بعضی از مطالبت تند هست و من قبول ندارم
تو همه چیز رو تمام ارتباط های ریز و درشت رو در سکس و …میبینی
از دبد من ارتباط عشق و سکس رو میشه با دیدگاه زیباتری هم دید. نه مثل معامله که تو چقدر خوبی کردی واسم بذارم رو ترازو بکشم ببینم چقدر میاد همون قدر بهت لطف اهدا کنم!

ساقی جان کارهای نامجو رو گوش دادی؟ نظرت در موردش چیه؟
میخوام نظرتو بدونم
این خیلی مهمه
اسرار دارم روش
(نگاه اروتیک در کارهاش به صورت چاشنی و خفیف اومده و اصلا موضوع هم اروتیک نبود. اما تو کارهاش مثل هستی از ما آلت خورده… یا عشق 15سانتی از آن تو… ) چون طنز سرش میشد و اگه هدف مشابهی داشت دقیقا همون آثاری تولید میشد که تو میخواستی
توانائی شو هم داشت. از بین هنرها موسیقی بهترین کمک رو خواهد کرد به ما
البته الزاما باید کلام داشته باشه
در ایران هنوز موسیقی ساخته نشده که شهوت ادم رو تحریک کنه

sher_erotic@yahoo.com | - | IP: 89.144.149.2

تو ایران درک هنری خیلی پائینه
منظورم تو عوامه
پس با تولید هنر نمیتونیم به هدف برسیم
همینکه چیزی کمی بودار باشه درش تخته میشه
حالا چه گالری نقاشی باشه چه شب شعر یا نشر داستان یا کنسرت های …
باید انجمن هائی متشکل از یک سری افراد آموزش دیده تشکیل و اداره بشه
اما نباید هر چرتو پرتی رو به مردم تزریق کرد
این خانوم هائی که یه عمر تو سرشون خورده اگه بخوان یه دفعه و اونم با شیوه های نادرست به همه ی حق و حقوقشون آگاه بشن دیگه صندلی نمیشکونن
حلقوم پاره می کنن
قبول ندارین؟

پیشنهاد من تشکیل انجمن هائی برای بالا بردن آگاهی انسان ها به حق و حقوقشونه
البته مسلما از همون ابتدا جالب نیست صحبت از سکس و …بشه
اما کم کم میشه خیلی باز تر به مساله برخورد کرد
فربد جان بیراه گفتم؟
کار دیگه ای تو ایران نمیشه کرد
باید محافظه کار هم بود تا نتیجه گرفت

| sher_erotic@yahoo.com | - | IP: 89.144.148.130

پس اگه اجازه بدی من شعر رو همینجا واستون درج میکنم

بگذار امشب
من ساقی باشم
من بریزم
تو بنوشی
آویزانم کنی
از این کیر سر به زیر
که از نرینگی اش خسته شده

با کونت
کیرم را بگائی
دلیل احمقانه ی مرد سالاری ام را زرد کنی
منی ام را
با کون ببلعی

بگذار امشب
من ساقی باشم
منی ام را به تو ببخشم
که این منی
هیچ مناعت طبعی برایم نداشت

امشب
قدرت کیری این کیر کلفت را
که حالا
گردنش از مو هم باریکتر است
برای همیشه در کونت بریز
منی ام را
تصاحب کن
اما
همچون من
نسلی را تباه مکن

میخواهم امشب
من ساقی باشم
و تو
قهرمان

تقریم به ساقی قهرمان عزیز

کی به کی آپ می کنین؟
و اینکه سخت منتظرم جوابم رو واسم ایمیل کنین
ممنون خانوووومیت