خیلی از ماها
.
Saghi jaan,
I really love “Ma’shoogh-e man” and “man”, “man”, “man”…the invisible mirror…and the image, the space between the mirror and you…the two of you….front and back…nude and covered…the duality of yourself….which can be us…many of us!
Love,
Ezzat
ساقی جان
خیلی دوست داشتم این (معشوق من) ات را و آن “من” ،”من”، من”، … و آن آینه ی ناپیدا … و تصویر، و مکان فاصل میان تو و آینه.. هر دوی شما.. از روبرو و از پشت سر … لخت و پوشیده.. دوگانه ی تو.. که می تواند ما باشد.. خیلی از ما ها! ..
با عشق
عزت گوشه گیر
.
ایستگاه
.
یه رژ لب خوشمزه خریدم برات.
پس خودتم بزن که منم مزه شو بفهمم.
..
همین دیالوگ بی سرانجام کفایت می کند.
.
.
.
کرج
هوای کرج اینطور آغشته نبود دیروز
یا هر جای دیگر نزدیک تهران
امروز اما
تهران و حومه آغشته اند به
تو
زیر بغل های این تازه درخت را که می بینم
تازه است ٬ صاف است
مو های سبز مرطوب
که انگار بارفیکس می پری
عضلات کشیده ات
معلوم بود
نیلوفری شدم توی خودم
عمود هم
امروز درد می کنم
اینجا کرج است
بیست قدمی تو
.
.
.
خشایار خسته
———
Air wasn’t drenched so much in Karaj
Yesterday
Or anywhere else close to Tehran
Today though
The greater Tehran area
Is moistened with you
When I look at the armpits of this young tree
Fresh and smooth it is
Wet, tiny fresh grown hair
As if you jump chin-up bars
Your muscles’ flexed
It was obvious, clear
Inside my shield I turned Morning Glory purple,
And erected.
Today I ache
20 steps away from you
Here is Karaj
.
.
.
برگردان: ساقی قهرمان
Persian Gay Poetry Collection
احمد، مادر دوستم نیاز بود
.
لبانم
به ظرافت شعر
آنگاه
که شهوانی ترین بوسه ها را به شرمی چنان بدل می کند
هنوز
جاندار غارنشین
سود می جوید
.
آینه در برابر آینه می گذارد تا از ما ابدیتی بسازد
در بن بست آینه ها از اینور از آنور
گیج می روم می خورم به دیوار
هیأت خاصی ندارد انسان
هیأت خاصی ندارد انسان
.
لبانم
به ظرافت شعر
آنگاه
که شهوانی ترین بوسه ها را به شرمی چنان بدل می کند
جاندار غارنشین
باز
اه
گیسوی خیس من خزه بو چون خزه به هم می خشکد
.
در سینی ام
.
آینه در برابر آینه ام می گذارد
راه گم می کنم می خورم به دیوار
حالا حالا دوست نیست این جاندار
هیأت خاصی ندارد انسان
هیأت خاصی ندارد انسان
.
ساقی قهرمان




4 نظر (ها)