همجنسگرایی من، مسئله ی خصوصی من همجنسگرا است، به آنها مربوط نیست. اما بی حقوق بودن همجنسگراها مسئله ی اجتماعی و مسئولیت سیاسی شماست که دگرجنسگرا هستید و شهروند درجه ی اولید و حق رأی دارید و امکان حضور پشت بلندگو میان میدان، و مسئولیت دارید که از غیبت حقوق ها و اول از همه از غیبت حقوق همجنسگراها، پرس و جو کنید. و چرا اول از همه؟ چون تقسیم بندی گرایش جنسی نزدیک تر از هر تقسیم بندی دیگر قومی و زبانی و دینی و سیاسی به مغز استخوان آدم است. دقیقا از همان لحظه که یک آدم، آدم می شود، همجنسگرا هم می شود و نمی شودش هیچگاه صورت نمی پذیرد با هیچ نفی بلدی و پس نقض حقوق اش پیش و بیشتر از هر نقض حقوقی نقض حق حیات بشر است.
فقط در این صورت و در صورت این گونه دخالت در امور همجنسگرایان است که شما با ادب و ملاحظه کار و متین به نظر خواهید رسید، نه آنجایی که ” به من و هم گرایشان من کاری ندارید”.
این کار نداشتن، از روی ادب و به منظور حفظ حریم من نیست، از روی بی مسئولیتی و تنبلی و بی اعتنایی به نقض حقوق بشر در جامعه ای است که نفس کشانش شما هستید.
بنابراین اگر ما با هم نمایش گفتگو اجرا می کنیم و در صحنه به هم سلام می کنیم این حساب ها را باید از هم جدا کنیم: گرایش من، مسئله ی خصوصی من است، اما مسئله ی اجتماعی و مسئولیت سیاسی شماست. شما باید در هر قلمی که برای کارگران و روزنامه نگاران و بلوچ ها و بهایی ها به عنوان انجام وظیفه ی مبارزه ی اجتماعی خود برمی دارید که حتما برمی دارید، یک قلم هم برای حقوق همجنسگرایان بردارید. به شما مربوط است
اشتباه نکنید. شما را دعوت به کنار زدن پرده ی اتاق خواب یا آمارگیری از پوزیشین های معمول نمی کنم، از شما دعوت می کنم به حقوق اجتماعی من و همگرایشان من “کار” داشته باشید و برای به دست آوردنش یقه ی جامعه ای که عضو آشکارش هستید را بگیرید.
اگر غیر از این باشد، اخلاق زماندارتر ساقی قهرمان، به چه معنا است؟
حق کاملا با شماست
با احترام