<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها در: فرهنگ، تا با صدای بلند</title>
	<atom:link href="http://nevisht.wordpress.com/2009/07/10/%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%d8%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://nevisht.wordpress.com/2009/07/10/%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%d8%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af/</link>
	<description>Saghi Ghahraman</description>
	<lastBuildDate>Wed, 09 Dec 2009 14:05:27 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: ساقی قهرمان: فرهنگ، تا با صدای بلند &#171; پسر</title>
		<link>http://nevisht.wordpress.com/2009/07/10/%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%d8%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af/#comment-1150</link>
		<dc:creator>ساقی قهرمان: فرهنگ، تا با صدای بلند &#171; پسر</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 14 Jul 2009 19:43:50 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://nevisht.wordpress.com/?p=711#comment-1150</guid>
		<description>[...] ساقی قهرمان: فرهنگ، تا با صدای&#160;بلند  لینک به منبع [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] ساقی قهرمان: فرهنگ، تا با صدای&nbsp;بلند  لینک به منبع [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: aseman22</title>
		<link>http://nevisht.wordpress.com/2009/07/10/%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%d8%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af/#comment-1148</link>
		<dc:creator>aseman22</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 11 Jul 2009 05:54:24 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://nevisht.wordpress.com/?p=711#comment-1148</guid>
		<description>&quot;ایران کهن در خطر افتاده...&quot;
این عبارت به وضوح دارای مفهومی ملموس با ریشه های تاریخی ست
که شعر گونه به تصویر کشیده شده، این که شما می گویی&quot;در خطر افتادن ایران کهن و ایران نو زمانی اهمیت دارد که مردم ایران هنوز به خطر  نیفتاده باشند&quot;
خود مهر تاییدی است به اهمیت به خطر افتادن ایران، چه کهن چه جدید.اگر خیلی گذرا نگاهی به ریشه های این خطر در این مقطع که برای انسانهای ایرانی به وجود آمده داشته باشیم, در می یابیم که اگر نه همه دلالیلش ولی عمده ی آنها از به خطر افتادن و به ورطه ی نابودی کشانده شدن فرهنگ، آداب، هنر و هر آنچه که ایران داشته، بوده است و ایران کهن در آن عبارت اشاره ی واضحی به این حقیقت است و اگر ایران کهن با حفظ پایه های ارزشی خود و کسب ارزش های دیگر نقاط جهان از خطر حفظ میشد، نه تنها نگرانی به خطر افتادن ایران چه کهن و چه نو, وجود نداشت بلکه همه نسل های زیر خطر بوده و آسیب دیده ی این قطعه از جغرافیا در طول صده های پیش کمتر آسیب می دیدند و روز به روز و سال به سال نسل های بعدی خطر های بیشتری را در انتظار نمی نشستند. از طرفی دیگر میهن یعنی چه؟ مگر نه اینکه یعنی مردمان آن سرزمین با پیشینه و تاریخ و حال کنونی شان که اگر  به فرض محال همگی یکباره عزم به ترک آن سرزمین کنند بعد از نسل ها چیزی به جز کتابهای تاریخی و آثار و ماندمان هایشان به جای نمی ماند که سابقه سرزمینشان تا پیش از کوچ ِ آنهاست؟ اگر کسانی خارج از ایران هستند و می توانند پس از نسل ها نوه و نتیجه هایشان هنوز ایرانی باشند به خاطر چیست؟ جز این است که سرزمین اصلی چه از لحاظ فیزیک و چه از لحاظ روانِ و روح جمعی و هر چند آسیب دیده هنوز وجود دارد؟و مگر ایران، تنها متعلق به این نسل کنونی است که اگر به هر دلیلی به خطر افتاد باید در درجه دوم قرار بگیرد!ممکن است برای بسیاری ینگونه باشد ولی این &quot;باید&quot; برای خیلی ها در طول تاریخ کار نکرده و نخواهد کرد، پس تجویزش به صورت &quot;باید&quot; درست نیست. هم میهن و میهن نمی توانند دو مفهوم جدا داشته باشند و در برگیرنده انسانهای نقطه آغازین متصور تاریخ هر سرزمین، همراه ویژگی ها و فرهنگ ِ ساخت ساکنانش تا لحظه کنونی و حتی نسل های به دنیا نیامده ای که قرار است در آن تکه از جغرافیا و آن فرهنگ به دنیا بیایند هستند, پس اگر به ایستادن و رواج ارزش ها و دمکراسی و هر آنچه که نیک است باور داریم خوب است که بستر مناسبی هم برای این مهم ها فراهم باشد و از آن توامان با ساکنین آن بستر نگاهداری شایانی به عمل آید و مرحله و درجه بندی آن هم به صورت &quot;باید&quot; تجویز نشود, که اتفاقا در مورد میهن ما، آموزه ای ایرانی ما و روح و روان ملی ما که در محدوده جغرافیایی کنونی به نام ایران نشسته پیوند مستقیم و سود رسانی برای بالندگی روز افزون این ملت و فرهنگش دارد, من فکر میکنم ساقی قهرمان برداشت فبزیکی از مفهوم ایران داشته که البته اطمینان ندارم چون ایشان اشاره کرده چه ایران کهن و چه کنونی! یعنی اگر تک تک ایرانیان به جایی بروند که از این خطرات در امان باشند مشکل حل است؟ و به چه قیمتی حل است؟ و اگر هم حل باشد, مگر نه اینکه ساکنین آن سرزمین های امن هر هزینه ای برای حفظ میهنشان(فیزیکی-فرهنگی) پرداخته اند و اگر تعرضی به خاکشان و فیزیک کشورشان صورت بگیرد شدید ترین واکنش ها را نشان میدهند به طوری که اگر به ’بعد فرهنگی میهنشان تعرض بشود آنگونه شدید پاسخ نمیدهند،و چرا نمی پرسیم چرا؟ مگر نه اینکه حفظ بستر و مکان و به تبع آن ویژگی های فرهنگی ملتها بسیار مهم است؟و چرا فقط ما باید تنها ملتی باشیم که اینگونه بیاندیشیم؟ پاسخ این چراها خیلی گسترده وعمیق میتواند باشد که همه آنها در سطح فهم و آگاهی من نیست اما تا جایی که دریافته ام و نتیجه گیری داشته ام و برآن اساس بر سر اصولش با خودم هیچ شکی ندارم
.

اما درباره &quot; كودتاچيان دارند معشوقه ی ما «ايران» را به سمت «آينده وحشتناكي» پيش مي برند كه حدسش هم هولناك است&quot;
ساقی قهرمان گفته:&quot;آیا این آخرین خبر از گسترش فرهنگ پیشرو و متعهد است که بی توجه به کلیت جمعیت ایران، تنها مردان دگرجنسگرا و زنان همجنسگرا را در ارتباط عمیق و عاطفی با “ایران” می بیند، و حق مردان همجنسگرا و زنان دگرجنسگرا در پیوند با ایران، حالا هر نوع اش را، نادیده می گیرد؟ 

چه اتفاقی ممکن است برای یک معشوقه بیفتد که امکان افتادنش برای خویشاوندان دیگر نیست یا اگر بیفتد، مهم نیست؟&quot;

و من میگویم چرا منظور از معشوق را در یک مفهوم شبه جنسی و آن هم مستتر در رابطه استریت برداشت کردی؟ اگر از نظر جنسی هم نگاه کنیم جای دوجنسگرایان هم خالی شده!و اما معشوق هم برداشت شخصی نویسنده است!که اتفاقا به هر پدیده ای هم میشود نسبتش داد! و میهن هم به خاطر پیوند و تنیدگی همه جانبه ای که با ساکنین اش دارد از همه معشوقی معشوق تر است و زاینده بیشتر معشوق های دگرجنسگرایی و هم جنسگرای هایمان واز همه مکانی بالقوه، عشق آفرین تر است!! مگر شما که در ایران نیستی ایران دیگر کشورت نیست و به او نمی اندیشی! می اندیشی, پس میهن به هیچ عنوان فقط جای بودن نیست.و صد البته &quot;معشوقه&quot; با ویژگی های بده بستانی را
خیلی به جا متذکر شده ای.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>&#8220;ایران کهن در خطر افتاده&#8230;&#8221;<br />
این عبارت به وضوح دارای مفهومی ملموس با ریشه های تاریخی ست<br />
که شعر گونه به تصویر کشیده شده، این که شما می گویی&#8221;در خطر افتادن ایران کهن و ایران نو زمانی اهمیت دارد که مردم ایران هنوز به خطر  نیفتاده باشند&#8221;<br />
خود مهر تاییدی است به اهمیت به خطر افتادن ایران، چه کهن چه جدید.اگر خیلی گذرا نگاهی به ریشه های این خطر در این مقطع که برای انسانهای ایرانی به وجود آمده داشته باشیم, در می یابیم که اگر نه همه دلالیلش ولی عمده ی آنها از به خطر افتادن و به ورطه ی نابودی کشانده شدن فرهنگ، آداب، هنر و هر آنچه که ایران داشته، بوده است و ایران کهن در آن عبارت اشاره ی واضحی به این حقیقت است و اگر ایران کهن با حفظ پایه های ارزشی خود و کسب ارزش های دیگر نقاط جهان از خطر حفظ میشد، نه تنها نگرانی به خطر افتادن ایران چه کهن و چه نو, وجود نداشت بلکه همه نسل های زیر خطر بوده و آسیب دیده ی این قطعه از جغرافیا در طول صده های پیش کمتر آسیب می دیدند و روز به روز و سال به سال نسل های بعدی خطر های بیشتری را در انتظار نمی نشستند. از طرفی دیگر میهن یعنی چه؟ مگر نه اینکه یعنی مردمان آن سرزمین با پیشینه و تاریخ و حال کنونی شان که اگر  به فرض محال همگی یکباره عزم به ترک آن سرزمین کنند بعد از نسل ها چیزی به جز کتابهای تاریخی و آثار و ماندمان هایشان به جای نمی ماند که سابقه سرزمینشان تا پیش از کوچ ِ آنهاست؟ اگر کسانی خارج از ایران هستند و می توانند پس از نسل ها نوه و نتیجه هایشان هنوز ایرانی باشند به خاطر چیست؟ جز این است که سرزمین اصلی چه از لحاظ فیزیک و چه از لحاظ روانِ و روح جمعی و هر چند آسیب دیده هنوز وجود دارد؟و مگر ایران، تنها متعلق به این نسل کنونی است که اگر به هر دلیلی به خطر افتاد باید در درجه دوم قرار بگیرد!ممکن است برای بسیاری ینگونه باشد ولی این &#8220;باید&#8221; برای خیلی ها در طول تاریخ کار نکرده و نخواهد کرد، پس تجویزش به صورت &#8220;باید&#8221; درست نیست. هم میهن و میهن نمی توانند دو مفهوم جدا داشته باشند و در برگیرنده انسانهای نقطه آغازین متصور تاریخ هر سرزمین، همراه ویژگی ها و فرهنگ ِ ساخت ساکنانش تا لحظه کنونی و حتی نسل های به دنیا نیامده ای که قرار است در آن تکه از جغرافیا و آن فرهنگ به دنیا بیایند هستند, پس اگر به ایستادن و رواج ارزش ها و دمکراسی و هر آنچه که نیک است باور داریم خوب است که بستر مناسبی هم برای این مهم ها فراهم باشد و از آن توامان با ساکنین آن بستر نگاهداری شایانی به عمل آید و مرحله و درجه بندی آن هم به صورت &#8220;باید&#8221; تجویز نشود, که اتفاقا در مورد میهن ما، آموزه ای ایرانی ما و روح و روان ملی ما که در محدوده جغرافیایی کنونی به نام ایران نشسته پیوند مستقیم و سود رسانی برای بالندگی روز افزون این ملت و فرهنگش دارد, من فکر میکنم ساقی قهرمان برداشت فبزیکی از مفهوم ایران داشته که البته اطمینان ندارم چون ایشان اشاره کرده چه ایران کهن و چه کنونی! یعنی اگر تک تک ایرانیان به جایی بروند که از این خطرات در امان باشند مشکل حل است؟ و به چه قیمتی حل است؟ و اگر هم حل باشد, مگر نه اینکه ساکنین آن سرزمین های امن هر هزینه ای برای حفظ میهنشان(فیزیکی-فرهنگی) پرداخته اند و اگر تعرضی به خاکشان و فیزیک کشورشان صورت بگیرد شدید ترین واکنش ها را نشان میدهند به طوری که اگر به ’بعد فرهنگی میهنشان تعرض بشود آنگونه شدید پاسخ نمیدهند،و چرا نمی پرسیم چرا؟ مگر نه اینکه حفظ بستر و مکان و به تبع آن ویژگی های فرهنگی ملتها بسیار مهم است؟و چرا فقط ما باید تنها ملتی باشیم که اینگونه بیاندیشیم؟ پاسخ این چراها خیلی گسترده وعمیق میتواند باشد که همه آنها در سطح فهم و آگاهی من نیست اما تا جایی که دریافته ام و نتیجه گیری داشته ام و برآن اساس بر سر اصولش با خودم هیچ شکی ندارم<br />
.</p>
<p>اما درباره &#8221; كودتاچيان دارند معشوقه ی ما «ايران» را به سمت «آينده وحشتناكي» پيش مي برند كه حدسش هم هولناك است&#8221;<br />
ساقی قهرمان گفته:&#8221;آیا این آخرین خبر از گسترش فرهنگ پیشرو و متعهد است که بی توجه به کلیت جمعیت ایران، تنها مردان دگرجنسگرا و زنان همجنسگرا را در ارتباط عمیق و عاطفی با “ایران” می بیند، و حق مردان همجنسگرا و زنان دگرجنسگرا در پیوند با ایران، حالا هر نوع اش را، نادیده می گیرد؟ </p>
<p>چه اتفاقی ممکن است برای یک معشوقه بیفتد که امکان افتادنش برای خویشاوندان دیگر نیست یا اگر بیفتد، مهم نیست؟&#8221;</p>
<p>و من میگویم چرا منظور از معشوق را در یک مفهوم شبه جنسی و آن هم مستتر در رابطه استریت برداشت کردی؟ اگر از نظر جنسی هم نگاه کنیم جای دوجنسگرایان هم خالی شده!و اما معشوق هم برداشت شخصی نویسنده است!که اتفاقا به هر پدیده ای هم میشود نسبتش داد! و میهن هم به خاطر پیوند و تنیدگی همه جانبه ای که با ساکنین اش دارد از همه معشوقی معشوق تر است و زاینده بیشتر معشوق های دگرجنسگرایی و هم جنسگرای هایمان واز همه مکانی بالقوه، عشق آفرین تر است!! مگر شما که در ایران نیستی ایران دیگر کشورت نیست و به او نمی اندیشی! می اندیشی, پس میهن به هیچ عنوان فقط جای بودن نیست.و صد البته &#8220;معشوقه&#8221; با ویژگی های بده بستانی را<br />
خیلی به جا متذکر شده ای.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
