در معرض

سیگارو می پیچم می ذارم روی میز. توتون هایی که ریخته روی میز رو با کف دستم جمع می کنم می ریزم توی کف اون یکی دست، می ریزم توی کیسه ی توتون، کیسه رو می بندم می ذارم روی میز، کنار چوب سیگار، سیگار، فندک، زیر سیگار، لیوان آب جوش، فنجون قهوه. نگاه می کنم به سیگار تا یادم بره چکار می خوام بکنم. وقت که ندارم ولی باید نگاه کنم. نگاه می کنم و حواسم از همون کاری که باید بکنم پرت میشه و فکر می کنم. گریه رو عقب می ندازه. بعضی وقت ها گریه هم همون وقت میاد. بیشتر وقت ها عقب می ندازه. بعد بیشتر یادم میاد. ولی کار بعدی پیش میاد که باید پا شم برم بکنم. بعد یادم میره. شب که دیر وقت میشه خوابم نمی بره یادم میاد می خواستم گریه کنم یادم رفت. بعد یادم میاد که گریه اصلا مهم نبوده. می خواستم سیگار بکشم، نمی شده بکشم، دلم خواسته گریه کنم که یادم بره سیگار نمیشه بکشم یادم رفته. گاهی فکر می کنم به او. هر وقت که سخت می شه. مزه ی ماتیکش یادم میاد. گاهی با همین مزه ی ماتیک خوابم می بره. گاهی از تخت میام پایین سیگار رو برمی دارم. به فندک نگاه نمی کنم. به چوب سیگار هم نگاه نمی کنم. فقط به سیگار. توی دستم که هست می تونم فکر کنم. سینه م زخم شده. ریه م تمیزه. مشکل از نای و حنجره است. یک جایی که گاهی درست فاصله ی بین دو پستون و گاهی بالاتر درست سر جناق سینه است زخم شده. دردش شبیه درد زخمه. همونجوری که زخم درد می گیره اونجا همونجوری درد می گیره ترس برم می داره. سینه م پر شده. پس چرا ریه م تمیزه؟ اگر سیگار رو روشن کنم و یک پک بزنم هیچی نمیشه. پک دوم دیگه تو نمی ره. با عجله پک می زنم تا تموم بشه. عادت کرده م از اول که پشت سر هم پک بزنم. بین پک زدن ها نفس نمی کشم مگر اینکه کسی اینجا باشه که حرف بزنه بهش نگاه کنم یادم بره پک بزنم. نفسم بند میاد سر پک سوم چارم. خاموش نمی تونم بکنم سیگار رو. هیچوقت. دود رو نگه می دارم توی دهن و آروم آروم بیرون می دم. یاد گرفتم که جوری بیرون بدم که انگار از اون ته ریه میاد بیرون. دود رو نگه می دارم توی دهن و می ذارم بمونه تا یه چیزی از راه دهن جذب بشه. گونه هام از تو به خارش میفته. بعد سیگار تموم میشه. نمی تونم بخوابم چون بعد از سیگار نفسم بند میاد. باید راه برم. برم توی خیابون. نصفه های شب خیابون آرامش داره. هر کی توی خیابونه خیلی خوشحاله. نصف شب می شه راه رفت تو سکوت خیابون نفس کشید. راه می رم. وقتی کشیدم سیگار رو می رم. سیگار رو روشن نمی کنم. نگه می دارم توی دستم. توی دستم می چرخونمش روی کف دست. از این دست به اون دست. از سر تا ته سیگارو روی سر و تهش که کاغذ پیچ خورده گره شده می مالم آروم که پاره نشه. می خوام دستمو ببندم مشت کنم فشارش بدم بچسبونمش به گونه م. به گردن م. همونجایی که سر یک کسی رو می چسبونم وقتی که هر چی باهاش می خوابم باز دلم تنگ میشه. می ترسم پاره بشه. بریزه تو دستم و بریزمش تو زیرسیگاری. از کف دستم هلش می دم روی مچم می برمش بالا هلش می دم تا زیر بغلم درش میارم میذارمش روی سینه م. از اون سری که ته سیگاره می مالمش روی نوک سینه تا یادم بره خیال کنم می خوام با یکی بخوابم. با هیچکی نمی خوام بخوابم. میخوام بکشم سیگارو می ترسم نفس نداشته باشم خوابم نبره تا صبح. فکر می کنم اگر الان سرمو گذاشته بودم لای پاش و پاهاشو فشار داده بودم دو طرف سرم و فرق سرم رو می مالیدم با موهام اون رو، دلم هنوز سیگار می خواست. اگر الان اینجا بود و سرم لای پاش بود و دستام روی شکمش بود و به هیچی فکر نمی کردم فقط فکر می کردم اگر می شد هر چی رو که دوست داری بغل کنی و دستت فرو بره توی تنش و فرو بری تو تنش یا از همون جایی که نشسته تو بغلت از روی پوست بره اون ور زیر پوست از اون ور از زیر پوست از اون ور بیاد بیرون دوباره بره تو. اگر الان اینجا بود مهم نبود که اینجاست یا سرم کجاست یا دستاش چه جوری چرخیده. سرم رو بلند می کردم و دنبال کیسه ی توتون می گشتم. اگر روشنش کنم می برمش توی دهنم. از روی لب می برم توی دهن. لهش می کنم قورتش می دم. کف دستم می گیرمش می برمش اون تو میذارمش اون تو می مالمش اون تو دلم تنگ شده که سیگارم رو روشن کنم پک بزنم دود بره تا توی سینه و و یک نفس نکشم نفس بعدی آروم بیاد بیرون و تهش با یک نفس دیگه بیاد بیرون تا پک بعد رو بزنم فکر کنم دود سیگار مثل چیه که میشه بخاطرش وقتی می ره اون تو تا تاب بخوره، گریه کرد؟ روشنش می کنم که صدای جیغ مو نشنوم که خیلی دلم می خواد پک بزنم. به هیچی جز همین سیگار، هیچی، حتی دستاش که بوی ماتیکش رو می دن. حتی حوصله ی یک ساعتش رو ندارم. حوصله ی حرف زدن ندارم. فقط همین سیگار که یه پک میشه از سر تا تهش

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s