پیش از فرار فردی

فرار فردی پیش از این که، یعنی قبل از اینکه به مقوله ی فرار بپردازد، یعنی بتواند بپردازد، به مقوله ی «فرد» می پردازد. با هویت جمعی نمی شود اقدام به فرار فردی کرد.

با اینکه به حقوق بشر، هم به کلیشه اش و هم به معنای کلمه ای اش اعتقاد شدید دارم، به جمع اعتقاد ندارم. جمع مجموعه ی کوچکی است از بقیه ی دنیا با همه ی گند و کثافت و خوشبو و خوشگل اش. تجربه ام آنقدر زیاد هست که از کنار چیزهای دیگر رد بشوم و آن طرف تر بنشینم، جایی که با سلیقه ی من جور است. تعریف روشنی هم از گند و کثافت از منظر ساقی دارم و بلافاصله دست و پایم را می شویم.نگران بی احترامی به چیزهایی که دوستشان ندارم نیستم، نظر شخصی می دهم.از نظر من کوه بلند است، به نظر ستاره ها آن پایین است. من نظر شخصی می دهم.
اگر من برای به دست آوردن هویت فردی سعی می کند، باید از مجموعه ی هویت هایی که به نامش بسته شده است کنار بایستد. نمی شود با نام های عام به هویت فردی رسید. بدون هویت فردی فرار فردی ممکن نیست، در آن صورت به صورت جمع است که سعی در فرار می کند. یعنی این فقط «من» نیست که می رود، دختر آنها و مادر آنها و زن آنها و خواهر آنها و خاله ی آنها و معشوقه ی آنها و دایه ی آنها و تمام این ها باهم می خواهند بزنند از بند بیرون و نمی شود، همیشه دامن یکی گیر می کند.

من می تواند به دیگرانی که دوستشان دارد عشق بورزد اما نه لزوماً با چهره ی بی شکل و بی نام خوا..ما..هم.. و غیره. یعنی مشکلی سر نیاز به عشق ورزیدن نیست، مشکل آنجاست که بوسه ی تو را از شخص خودت می پذیرند یا از نام های دیگرت؟ می شود سر این چیزها نشست توضیح داد برایشان و توافق کرد. بعضی وقت ها به آن توافق نمی شود رسید. سر همین جاهاست که آن نام های عام زن از نام فردی اش سماجت بیشتری می کنند و دلش را به درد می آورند. این خصوصیت شناخته شده است که خیلی از بعضی ها دوست دارند تقدیر بشوند، تحسین بشوند، یک عالمه شیر داشته باشند و تمام خوشه های گندم و این چیزها.. ولی اگر باز هم به این واقعیت نگاه کرده شود که آن سینه های پر شیر فقط یک وجب از من .. و چه و چه و گاهی آدم دلش می خواهد به جای سینه های پر شیر، سر کسی را درست روی شکمش بچسباند و یعنی خودش تصمیم بگیرد که عزیزانش از کجای تنش سیر شوند، به فرد نزدیک می شود، یعنی به فردیت نزدیک می شود. همین جمله اگر ترش باشد به خاطر مفهموم جمله نیست که ترش است، به خاطر بار معنایی که هویت عام زن همراه می کشد است که ترش است. یعنی چه که زن، که مادرومعشوقه ی عزیز کسی است، سر آن عزیز را بچسباند به جایی از تنش که جزو جاهای با عزت به حساب نیامده؟
خب هویت فردی را از هویت های عام شستن و پاک کردن هم حوصله می خواهد هم ذره بین. با دقت. که خراش نخورد.
هر کس خودش می داند خط های تنش از کجا با هویت های عام اش قاطی شده اند و از کجاها باید آن هویت های عام را پس بزند. این جمله هم یک انتقاد است: با پا پس زدن با دست پیش کشیدن وقتگیر و غیر صادقانه است.
هوبت فردی به انتخاب های فردی وابسته است. به سلیقه و ذائقه ی فردی.
هویت فردی که پرداخته شد، می رسد به تصمیم به فرار فردی.

Advertisements

5 نظر برای “پیش از فرار فردی

  1. کمی رایحه‌ی تلخ انزوا می‌دهد. اما آن طرف‌تر را راغب‌ام. یعنی بنشینم آن طرف‌تر تا آلوده‌ی آن‌چه نمی‌خواهم نشوم. فکر می‌کنم آن نام‌های دیگر که گفتی وقتی به زن می‌رسند یک هو زیاد می‌شوند. و مشکل اصلی این‌جاست. راستی چرا؟ فقط چون می‌تواند زیادتر و بیش‌تر و به‌تر عشق بدهد؟ به بچه‌اش به مادرش و پدرش و برادرش و شوهرش و دوست‌اش و معشوق‌اش و همسایه‌اش و بقال سر کوچه‌اش و…؟ فرار فردی از دید من گرفتن شناسنامه‌ایست که نه شماره داشته باشد، نه نام پدر نه نام شوهر نه بچه نه حتا محل سکونت و تولد حتا جنسیت. یک سپینودِ خشک و خالی باشد. با یک عالمه فکر و عقیده. که یا مال اوست یا که آن‌ها را دوست دارد.(در این مورد خاص داستان را هم اضافه می‌کنم). و فکر می‌کنم آن وقت خیلی حس بهتر و سبک‌تری دارم. روان و سیال.
    آن که گفتم تلخ، منزوی بودن را به تنهایی تلخ نمی‌بینم اما، اگر بنا باشد تا این اندازه به آن فردیتِ یگانه‌ی خودمان بپردازیم دیگر برای هم چه داریم. راه‌هایمان از هم جدا می شود، خیلی.
    چیزی هم که تو تعبیر به پس زدن و پیش کشیدن می‌کنی گمان‌ام کم تمرینی است. از دست دادن تربیت، سنت و یک چیزهایی که داری باهاشان هرروز زندگی‌می :نی نیاز دارد به تحلیل هر کدام آن‌ها. اول جنس آن‌ها بشناسی، ریشه‌یابی‌شان کنی، موارد استفاده و سلیقه‌ی خودت را توازی و توازن یا عدم‌شان را…همه را بسنجی. گاهی توی ناخودآگاه است و باید بکشی بیرون و بسوزانی و این سخت است. اما شدنی و تمرین می‌خواهد.
    به هر حال من این روزها خیلی خوشم، سرخوشم. مثل یک وقتی که رفتم و موهایم را قرمز کردم. رنگ دانه‌های انار. روز اول سر کار روسری‌ام را جلو کشیدم اما از فردای‌اش راحت بودم و دیگران را هم مجبور به راحتی کردم…

  2. درسته، انزوا ست. تلخ هم هست. ولی بد نیست.

    اینجا نوشتم که فقط نظر خودم را بنویسم و به نظر نیاد جواب کامنت ها ست. هم سخت بود هم بی انصافی به من می شد، ساعت ها فکر می کردم تا کشف کنم منظور هر کامنت چی بوده، در حالی که شما با یک تلفن یا با توجه به ارتباط گذشته، در لحظه کشف می کنید.

    این جمع که من اشاره کردم، جمع است در کل، که مجموعه است و غیر قابل کنترل چون ترکیب ذهن های متعدد است و مینیاتور دنیا. و من به طور کل به دنیا زیاد اعتماد ندارم.

    نه، چون داریم فرار فردی زن را بررسی می کنیم موانع خاص سر راه زن را نگاه می کنیم، وگرنه فرهنگ ما همه را محکوم به حمل هویت های عام به قیمت زیر پا رفتن هویت فردی کرده است. وگرنه زن، اگر به هویت فردی اش تکیه کند، زیاد هم دهنده نیست. یا بخشنده.

    تمرین هم خوب است و هم ضروری. اما بعضی ها تمرین نمی کنند، این روش را انتخاب کرده اند و همیشگی کرده اند.

    ببین، هم انزوا و هم آغوش جمع، اگر انتخابی نباشد، محکومیت و تجاوز است. پس اولین مسأله این است که فرد زن چه می خواهد. و به نظر من برای اینکه دچار سردرگمی نشویم بین خواسته ی فرد زن و خواسته ی زن برای رضایت خاطر عزیزانش، زن باید اول فرد باشد بیرون از تعلقی. بدون تعلق هم می شود دوست داشت و بخشنده بود و عشق ورزید و شادی تقسیم کرد.
    درست حدس زدی. برای روبرو حرف زدن (در وبلاگ) یک کمی غریبه ام، مثل بار اولی که پونه هاج و واجم کرد.

  3. هویت فردی ؟
    سلیقه فردی ؟

    سلیقه من زیبایی را چیزی میداند که 27 سال است از طریق ارتباط با غیر کسب کرده است این ذائقه عادت کرده است جذب سلولهای خاکستری پیچیده ، سلولهای شفاف پوست ، استخوانهای تراشیده شود.حس این نظم هورمونهای لذت بخشی برای سیستم عصبی ترشح می کند که در دنیای نمادها و نشانه ها یعنی زبان عشق می نامنش.

    شاید موجود اجتماعی هیچ وقت نتواند هویت فردی داشته باشد چون تمام اموخته های ذهنی اش را از همان اولین ارتباطش با هستی از اجتماع گرفته شاید فقط بتوانn آن آموخته را تحلیل کند و بر آنها بیفزاید

  4. دلیل خاصی دارد که ما، هی individuality را با rigid و loner و hermit اشتباه می گیریم؟

    هویت فردی، در برابر هویتهایی که بر اساس رل های اجتماعی تعیین شده اند، امکان عشق ورزیدن را بیشتر می کند، کمتر نمی کند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s