یاشار- بازی

یاشار دعوت کرده به بازی. می داند بازی بلد نیستم. منظور خاص دارد از قاطی کردن من. من هم منظور خاص دارم از قاطی شدن. دوست دارم بازی کردن هاش را فقط کاش اینقدر با این بچه ها جر نمی زد. از کی تأثیر گرفته ای برای نوشتن؟ از هیشکی. تأثیر گرفتن با یاد گرفتن و آموزش دیدن فرق دارد. خواجه عبدالله و کریستوا هم خورش اسفناج اند، لذیذ. می خوری می رود. تأثیر را از خودم گرفته ام. قرار بوده بنویسم می نویسم. قرار بوده خوب بنویسم که زحمتی هدر نرود. خوب نوشته ام. نوشتن هم بازی من است، باخت ندارد. به سر نمی رسد. شریک و همبازی لازم ندارد. سرت را می اندازی پایین می نویسی. سرت را اگر بلند می کنی فقط برای این است که سر و سینه ی خودت را تماشا کنی دوباره بنویسی. از خودم تأثیر می گیرم هیچ چیز از من و خودم مؤثرتر نیست.

یاشار؟ باز هم بگو. باز هم می گم بعداً. تازه کارم تموم شد. امانتت رو فردا پست می کنم. دیر شد دوباره.   

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s