از جای پریروز

یاشاجان؟

به یک کلمه از اینایی که نوشتم جواب نده. اصلا دست به اینا نزن. از همون جای قبلی حرف می زنیم. این یکی جواب توئه ولی فقط مال شنیدن. دست بهش نزن.

Advertisements

12 نظر برای “از جای پریروز

  1. ما کیستم که نظر بدیم ؟!!
    اینجا که شده … اصلا نمیشه چیزی هم گفت.
    All my friends and all my lovers are… dead
    Some from cheap narcotics and others from… lead
    The filthy rich and the dirt-dirt poor
    Are all the same when they can’t take no more
    ‹Cause all my friends and all my lovers are… dead
    هر دفعه که اینجا سر زدم دیم بحث خصوصی نخواستم مزاحم بشم ولی دیگه طاقت نیاوردم
    فقط اومدم یه چیز در گوشی بهت بگم ولی انگار … اصلا بی خیالش
    ***
    عجب نوسوفی ِ درکفی که منم!
    برای اینکه بکنم
    همیشه باید یکی را معشوق
    ببخشید!
    مشهورکنم

    اهورا اهریمن
    ***

    همیشه سر ِمیزِ صبحانه
    وقتی که شیر می‌خورم
    هوس ِآب ِکیر می‌کنم
    ولی نمی‌دانم
    چرا شبها
    که آب ِکیر می‌خورم
    هوس ِ شیرنمی‌کنم!
    *
    عشق ِبزرگ به درد نمی‌خورد
    باورکن!
    نمی‌شود در مشت جاش داد
    نازش کرد

    مثل ِ این کیرِ مصنوعی
    عاشق
    کوچکش خوب است!

    شهلا کاتبان

    ***********
    همیشه شاد و سربلند باشی ساقی عزیز
    واقعا هم ساقی این جمع غریبی تو

  2. چراغ ؟؟؟
    من دیگه چراغی ندارم تا برایش هم چیزی بنویسم
    چراغ من خاموش شده ساقی جان.

    وقتی غريب می شوی انگار مرده ای
    سهمی از آسمان و خدايش نبرده ای
    حتما تو هم برای نمونه فقط دو روز
    کش ضربه های نحس زمان را شمرده ای
    وقتی شبانه غم به دلت خانه می کند
    مثل من از زمين و زمان زخم خورده ای

    یه جا در یکی از وبلاگها یه مطلب زیبا خوندم واقعا در خور حال من هم هست « دچار قلم خشكيدگي » شده ام
    هم حسش هست و هم وقت و هم حال . اما دستم به قلم نمیرود یعنی به نوشتن
    **
    از ما بهتران که فعلا دارند مینویسند این جای خوشحالی است
    وقتی میبینم نشریه چراغ پر از نوشته های دوستان است خیلی حال میکنم
    راستی ساقی یه گلایه هم همین جا باید ازت بکنم
    نمیدانم رابطه تو با نازلی کاموری در چه حد است و چگونه ایشان را می شناسی صاحب وبلاگ سبیل طلا
    من به شخصه از نوشته ها و نظرات دیگران در مورد خودم هیچ وقت ناراحت نمیشوم و هر کسی هم بنظر من آزاد است چگونه می اندیشد و چه میگوید ولی حساب نازلی به همه جداست
    ایشان همیشه در نوشته هایش بر علیه اقلیت جنسی (همجنسگرایان) بوده حال چطور شد یه دفعه مطالب ایشان باید در چراغ چاپ شود که بنظرم این دومین باریست که من مطلب ایشان را در چراغ مشاهده میکنم
    کمی ارشیو وبلاگش را مطالعه کن
    بارانی اسمی که برای لزبین در نوشته هایش بکار میبرد و کونی نامی است که به گی ها می گوید
    امیدوارم من اشتباه کنم و ایشان اینگونه که من برداشت کردم نباشند
    And I still hold your hand in mine.
    In mine when I’m asleep.
    And I will bear my soul in time,
    When I’m kneeling at your feet.
    Goodbye my lover.
    Goodbye my friend.
    You have been the one.
    You have been the one for me.
    I’m so hollow, baby, I’m so hollow.
    I’m so, I’m so, I’m so hollow.

  3. نازلی رو خوب می شناسم پوریا. نازلی ترم هایی مثل بارونی و کونی را به عنوان لقبی توهین آمیز به کار نمی برد، برعکس، با بکار بردن این ترم ها، فرهنگی که از این ترم برای بد نمایاندن شخص استفاده می کند را بی احترام می کند.

    اما، من فکر می کنم که بارونی حرف بدی نیست، من نمی دونم بارونی رو روی چه حسابی استفاده کردند از اول، اما یادم میاد وقتی تازه رفته بودم کلاس دوم یا سوم دبستان، مادرم به من گفت حواسم به بارونی ها باشد، قاپم را ندزدند، و بارونی ها بهترین دخترهای مدرسه بودند، ماه، بعضی ها ریف و حساس و بعضی ها مثل گرگ، مثل قرقی. من چیزی بدی یادم نمیاد. بارونی همیشه منو یاد بارون می اندازه، اسم قشنگیه. کونی هم اگر لباس فرهنگی اش رو از روش برداری، خب، یعنی کونی، یعنی مثلا من و عشق ام به کون و همنشینی مداوم ام با کون. و در اینکه کون از زیباترین قسمت های تن است که حرفی نیست، از زیبایی گذشته، در اینکه از لذت بخش ترین اعضای بدن هست هم حرفی نیست، هست؟ بدیش کجاست کونی، یا کونی بودن؟ خب البته چون من زنم، خیلی تجربه دارم که منو توی خیابون های ایران به اسم زن و زنک و زنکه و و زنا و جوری صدا زده باشند که حالم از خودم بهم خورده باشد اما این خب هیچ ربطی به آهنگ قشنگ کلمه ی زن نداره، بعضی دهن ها ذاتا کثیف اند، اسم گل هم ببرند گل مزخرف میشه.
    من اصلا فکر نمی کنم که تو باید با من موافق باشی، فقط منظورم اینه که این اسم در اسم بودنش نیست که توهین آمیزه، یک مشت بار فرهنگی منفی بی ربط گذاشتن روش، به نظر میاد توهینه، اما نیست. صادقانه بگم کونی به گوش من اسم قشنگی میاد.
    البته این همه اش فقط نظر منه، و من همیشه در مورد ماها خودمون ترم دگرباش رو استفاده می کنم مگر مشخصا بخوام بگم رفیقم گی است، یا لز است، یا ترنس است، یا هترو است. به هر حال، نازلی خودش، این طور که از خودش شنیده ام کوئیر است پس اصلا به قصد توهین نگفته کونی، یا بارونی. شاید هم ازش بخوام به این کامنت جواب بده.
    نظرت چیه؟

    پوریا، هر وقت حوصله کردی، الان نه، هر وقت حوصله کردی بنویس، هر وقت دستت رفت به قلم. مرسی از پست آخرت. بعد از صمصام کشفی دیگه کسی از این زاویه از شعر من حمایت نکرده بود.

  4. سلام ساقی جان. شاید باورت نشه اما من امروز تازه فهمیدم وبلاگ داری. راستش تیزبین دیگه تعطیل شده و من خیلی ناراحتم. داشتم همینطوری به لیست خانه هنر نگاه می کردم که اسمم خورد به وبلاگ ساقی قهرمان. اولین بارم نبود که خانه هنر را می دیدم. اما نمی دونم چرا تا به حال متوجه نشده بودم. امروز که حالم خوب نیست اصلا. اگر حوصله کردم می شینم وبلاگت را می خونم. فعلا بای.

  5. من تازه اینجا رو پیدا کردم . ساقی جان خوشحالم که با وبلاگت آشنا شدم . یه خسته نباشید از بابت چراغ 29 بهت بدهکار بودم که همینجا می گم . واقعا سرمقاله جالبی نوشته بودی .
    راستی در اولین فرصت با اجازه لینکت می کنم .

  6. ساقی جان ممنون که جوابمک رادادی این چند جمله را از نازلی برایت مینویسم تو برایم تفسیر کن
    1_آدم کونی و بارونی هم می شود با مسئوليت اجتماعی بشود انشاالّله.
    **
    یعنی بدون مسولیت هیچ وقت اجتماعی نمیشود و انشاالله هم که نوشته که یعنی اصلا بی خیالش باید بشویم
    **
    2_ دوستان «کونی» ما که نمی خواهند از گنجه بيرون بيايند از این رو به خانواده هاشان لباس پوشيدن «چيتان فيتانشان» را اینگونه توضيح می دهند که «ما متروسکشواليم نه هموسکشوال،»
    **
    پس حتما اینجا هم منظورشان اصلا ماها نیست و حسابش با ما باید خیلی جدا باشد مگه نه ؟!!!!!!!!!
    **

    3_ در سالی که گذشت به موجبات زياد شدن افکار منحرف همنجسگرايانه، آقايان آشوری و پسران در وبلاگ پيام يزدانجو سخت در حال فسفر سوزاندن برای يافتن معادل فارسی مناسب و مودبانه برای «کونی-مونی ها،» «لزبين-مزبين ها» و باقی این انحرافات می گشتند من مانده بودم که اینها چرا زحمت نمی کشند يک ایميلی چيزی به افسانه نجم آبادی بزنند و نظرش را بپرسند. نتيجه آنکه به گمان ام جلد بعدی «فرهنگ علوم انسانی» آقای آشوری که بيرون بيايد، برای یافتن معادل گی و لزبين و باقی انحرافات از مصدر گاييدن استفاده خلاقانه ای شود و ما شاهد يک چيزی در مايه های نرنيه گا، ماده گا، هر گا، به گا، و نه گا باشیم.
    ***
    بند سه بنظر من که اصلا هیچ توهین و بی احترامیی نسبت به ما نیست و من الکی آوردمش اینجا مگه نه ؟؟؟

    ***
    نمیدانم ساقی جان باز هم شاید من هم مثل بعضی از خوانندهای وبلاگش بار منفی همه چیز را در نظر گرفته ام و نکات مثبتش را ندیده ام و اگر هم دیده باشم برام مهم جلوه نکرده
    واقعا دوست دارم نظر خود نازلی را هم در این مورد بدانم
    موفق باشی ساقی نازنین

  7. پوریا جان، نازلی داره مسخره می کنه اون طرف رو، یعنی دیدگاه و نظریات اخلاقی فرهنگ رایج رو.

    من حالا ازش دعوت می کنم بیاد اینجا و تو بحث شرکت کنه.

  8. پوريا جان…
    فکر می کنم که اینقدر این واژگان در فرهنگ جريان اصلی به عنوان فحش و بد بيراه استفاده شده اند که مثلاً شايد ما بهتر باشه اصلاً بی خيال شان بشويم و دنبال واژه های جديد بگرديم …نه؟ مثلاً به خودمان بگيم «همجنس گرا، همجنس خواه، همجنس دوست» و هر واژه اتو کشيده و مودبانه و ترجيحاً رمانتيک ديگر. در حالی این کار در نوع خودش کار بسيار خوبی است و ما محتاج واژه های تازه هستيم، اما تکليف کونی چه می شود؟ کونی از زبان بيرون می رود؟ کونی همچنان فحس خواهد ماند؟ شما مرديد، خودتان را بگذاريد جای يک زن کوئير که غير از کونی و بارونی و تمام این واژه ها، جنده هم هست. يعنی این ها لغاتی است که برای تحقير او در زبان جريان اصلی استفاده می شود. حالا شما برو آرشيو وبلاگ من را نگاه کن ببين چند بار من به عنوان يک زن کوئير به خودم گفته ام «جنده!»
    این در واقع اختراع من نيست که بيايم و سعی کنم معنی منفی این واژگان را از آنها بگيرم و معنی مثبتی برای آنها معرفی کنم. خود همين واژه کوئير که ما امروز با افتخار آن را به خودمان نسبت می دهیم تا بیست سال پيش فحش خواهر مادر بوده است. عده ای از کسانی که تئوريسين و فيلسوف مسائل جنسی با تخصص گرايشات جنسی غير جريان اصلی هترو (دگر جنس گرا) بوده اند، آمدند و معنی این واژه ها را واژگون کردند.
    يعنی با افتخار در محافل عمومی خود را «کوئير» خطاب کردند و به این ترتيب در درون زبان معنی این واژه های تحقير آميز را تغيير دادند. وقتی من به خودم می گويم «جنده» هدفم دقيقاً همين است وقتی به شمای همجنسگرای مرد می گويم «کونی» نمی خواهم شما را مورد خشونت زبانی قرار دهم…می خواهم خشونت واژه کونی را از بين ببرم.
    اميدوارم این توضيح کوتاه فعلاً کفاف دهد تا من در چراغ بعدی در همين رابطه بنويسيم.

  9. نازلی ممنون از اینکه زحمت کشیدید و در این بحث شرکت نمودید
    راستش توضیحات شما نتنها مرا راضی نکرد بلکه جسارتا باید عرض کنم ربطی به سوالات من نداشت
    1_ افکار منحرف همنجسگرايانه،
    2_“کونی-مونی ها،” “لزبين-مزبين ها” و باقی این انحرافات
    3_برای یافتن معادل گی و لزبين و باقی انحرافات
    چرا شما همجنسگرایی و این لزبین و گی را انحرافات جنسی میدانید ؟

  10. پوريا جان…
    1. انشاالّله واژه ای است در عربی به معنی به اميد خدا…اما واژه ای است که در زبان محاوره ای به راحتی بدون اینکه به شخص شخيص بی تن و رنگ الّله ربطی داشته باشد استفاده می شود. در فارسی هم همينطور است. در ضمن چرا بايد بی خيال کسی که از ترکيب انشاالّله استفاده می کند شد. مگر لازمه کونی يا بارونی بودن مسلمان نبودن است؟
    2- شما دوست کونی نداريد که نمی خواهد و البته حق دارد که نخواهد از گنجه بيرون بيايد؟ دوستان کونی ما که خيلی این مشکل را دارند. يعنی نوع لباس پوشيدنشان با توجه به نرم های مُد گی ها در آمريکای شمالی است و هی بايد به خانواده توضيح بدهند که دليل این خوش لباسی چيست. کلمه متروسکشوال کلمه ای است که مرد های خوش لباس دگرجنس گرا را از مردهای خوش لباس همجنس گرا جدا می کند. کلمه ای است که ثابت می کند «هويت» جنسی هر فرد را مثلاً.
    3- بند سوم که شما را آزرده يک نگاه طنز آميز به مسخره بودن تلاش عده ای مرد پر اهميت و گردن کلفت برای يافتن معادل فارسی کلمات گی و لزبين است. توجه بفرماييد که آقای آشوری هرگز در هيچکدام از فرهنگ های علوم انسانی اش (فرهنگ لغاتی است که ایشان طی سال های گذشته در آن معادل هايی را برای لغات حرفه ای علوم انسانی معرفی کرده اند) نياز به داشتن معادل برای واژه يا ترکيب هايی که مربوط به «کونی مونی ها» و «لزبين مزبين ها» باشد را حس نکرده بودند تا اینکه عده ای از وبلاگ های نخبه گرا به جان من سيبيل طلا و سيما فرنگوپوليس افتادند که اصلاً شما منحرف و لزبين هستید. اما چون نمی توانستند همه این واژه ها را در فارسی بگويند زنگی به آقای آشوری زدند تا در ساختن واژه کمک شان کند. صاحب وبلاگ سيبستان جزو این افراد بود و مناظره های ما در وبلاگ من هست. بحث های این آقايان در مورد يافتن معادل برای گی و لزبين به قدری خنده دار و همراه با يک حس اکراه بود که من این پست را در مسخره کردن آنها به طنز نوشته ام. از صنعت ادبی کنايه استفاده کردم که خوب انگليسی اش می شود سارکزم. در ضمن پوريا جان هر وقت هر واژه ای در گيومه قرار می گيرد معنی نا مترادف با آنچه از آن هميشه استفاده شده است دارد. پاسخ قبلی من را اگر دوباره بخوانی پاسخی قانع کننده است و مشمول تمام سئوال های شما می شود.
    من می گويم کونی و بارونی چون بايد بگويم کونی و بارونی این لغات در زبان هستند و من از آنها در کنار واژه هايی که تازه ساخته شده اند و خواهند شد استفاده می کنم.
    من همجسگرايی را انحراف جنسی نمی دانم. دنيا همجنس گرايی را انحراف جنسی می داند. و به نظر من این انحراف اصلاً چيز خوبی است. انحراف به معنی فاصله گرفتن از خط راست و سريع ترين راه ها يا همان سراط المستقيم قرآنی معنی لغوی کلمه کوئير است. من این انحراف را می پذيرم و آن را جشن می گيرم و به دنيا می گويم بعله من منحرف ام…حالا چی؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s