قانون مجازات اسلامی . سرفصل همجنسگرایی

 

 

قانون مجازات اسلامي چاپ اول سال 71

فصل اول‌- تعريف و موجب لواط

ماده 108‌- لواط وطي مذكر است ‌چه بصورت دخول باشد يا تفخيذ‌.

ماده 109‌- فاعل و مفعول لواط هر دو محكوم به حد خواهند شد‌.

ماده 110‌- حد لواط در صورت دخول قتل است و كيفيت نوع آن در اختيار حاكم شرع است‌.

ماده 111‌- لواط در صورتي موجب قتل ميشود كه فاعل و مفعول بالغ و عاقل و مختار باشند‌.

ماده 112‌- هر گاه مرد بالغ و عاقل با نابالغي لواط كند فاعل كشته ميشود و مفعول اگر مكره نباشد تا 74 ضربه شلاق تعزير ميشود‌.

ماده 113‌- هرگاه نابالغي نابالغ ديگر را وطي كند تا 74 ضربه شلاق تعزير ميشوند مگر آنكه يكي از آنها اكراه شده باشد‌.

 

فصل دوم‌- راههاي ثبوت لواط در دادگاه

ماده 114‌- حد لواط با ‌چهار بار اقرار نزد حاكم شرع نسبت به اقرار‌كننده ثابت ميشود‌.

ماده 115‌- اقرار كمتر از ‌چهار بار موجب حد نيست و اقرار‌كننده تعزير ميشود‌

ماده 116‌- اقرار در صورتي نافذ است كه اقرار‌كننده بالغ‌، عاقل‌، مختار و داراي قصد باشد‌‌.

ماده 117‌- حد لواط با شهادت ‌چهار مرد عادل كه آن را مشاهده كرده باشند ثابت ميشود‌.

ماده 118‌- با شهادت كمتر از ‌چهار مرد عادل لواط ثابت نميشود و شهود به قذف محكوم ميشوند‌.

ماده 119‌- شهادت زنان به تنهايي يا به ضميمه مرد لواط را ثابت نميكند‌

ماده 120‌- حاكم شرع ميتواند طبق علم خود كه از طريق متعارف حاصل شود‌، حكم كند‌.

ماده 121‌- حد تفخيذ و نظاير آن بين دو مرد بدون دخول براي هر يك صد تازيانه است‌.

تبصره‌: در صورتي كه فاعل غير‌مسلمان باشد‌، حد فاعل قتل است‌.

ماده 122‌- اگر تفخيذ و نظاير آن سه بار تكرار و بعد از هر بار حد جاري شود در مرتبه ‌چهارم حد آن قتل است‌.

ماده 123- هرگاه دو مرد که با هم خويشاوندي نسبي نداشته باشند بدون ضرورت در زير يک پوشش بطور برهنه قرار گيرند هردو تا 99 ضربه شلاق تعزير مي شوند.

ماده 124‌- هر‌گاه كسي ديگري را از روي شهوت ببوسد تا شصت ضربه شلاق تعزير ميشود‌.

ماده 125- کسي که مرتکب لواط يا تفخيذ و نظاير آن شده باشد اگر قبل از شهادت شهود توبه کند حد از او ساقط مي شود و اگر بعد از شهادت توبه نمايد حد از او ساقط نمي شود.

ماده 126‌- اگر لواط و تفخيذ و نظاير آن با اقرار شخص ثابت شده باشد و پس از اقرار توبه كند قاضي ميتواند از ولي امر تقاضاي عفو نمايد‌.

 

 باب سوم‌- مساحقه

ماده 127‌- مساحقه‌، همجنس‌بازي زنان است با اندام تناسلي‌.

ماده 128‌- راههاي ثبوت مساحقه در دادگاه همان راههاي ثبوت لواط است‌.

ماده 129‌- حد مساحقه براي هر يك از طرفين صد تازيانه است‌.

ماده 130‌- حد مساحقه درباره كسي ثابت ميشود كه بالغ‌، مختار و داراي قصد باشد‌.

تبصره‌: در حد مساحقه فرقي بين فاعل و مفعول و هم‌چنين فرقي بين مسلمان و غير‌مسلمان نيست‌.

ماده 131‌- هر‌گاه مساحقه سه بار تكرار شود و بعد از هر بار حد جاري گردد در مرتبه ‌چهارم حد آن قتل است‌.

ماده 132‌- اگر مساحقه‌كننده قبل از شهادت توبه كند حد ساقط ميشود اما توبه بعد از شهادت موجب سقوط حد نيست‌.

ماده 133‌- اگر مساحقه با اقرار شخص ثابت شود و وي پس از اقرار توبه كند قاضي ميتواند از ولي امر تقاضاي عفو كند‌.

ماده 134‌- هر‌گاه دو زن كه با هم خويشاوندي نسبي نداشته باشند بدون ضرورت برهنه زير يك پوشش قرار گيرند به كمتر از صد تازيانه تعزير ميشوند‌. در صورت تكرار اين عمل و تكرار تعزير در مرتبه سوم به هر يك صد تازيانه زده ميشود‌.

 

 

Advertisements

7 نظر برای “قانون مجازات اسلامی . سرفصل همجنسگرایی

  1. درود و سپاس
    – ساقي عزيز من فكر ميكنم همه آدمها به هر حال به نوعي در زندگي دل مي بندند چرا كه در غير اين صورت به ادامه زندگي سخت و بيهوده به نظر ميرسه حال هر كس به چيزي يا كسي ،يكي به زن، يكي به مرد، يكي به پول ، يكي به كار و … و وقتي دلبستي اين يعني كه بند ساختي و ديوار كشيدي ، چرا ؟ چون حتي در كلام هم دل » مي بندي » و اين بستن لزوماً نبايد با بندهايي باشه كه از الياف طبيعي و مصنوعي تشكيل شده باشه مثلاً وقتي آدم عاشق شد لاجرم شروع ميكنه نظر معشوقش رو جلب كنه و براي اين كار طبيعتاً بايد خودش رو با معيارهاي ذهني اون فرد مطابق كنه و چه بندي بزرگتر از اين كه بخواي كسي باشي كه ديگران ميخواهند.
    – ساقي جون قبول كه بند و ديوار هميشه بار منفي ندارند اما منفي و مثبت هميشه يك امر نسبي است هميشه عده اي هستند كه تاب بندها و ديوارهاي مثبت رو هم ندارند يعني بندهايي كه از نظر عده اي ديگه مثبت اند از ديدگاه اونها منفيه اونها هم تو اين دنيا حق حيات دارند نه؟ درست مثل خود تو كه در تلاشي همين رو اثبات كني و بندي كه از نظر خيلي ها بايد بر گردنت باشه رو پاره كني ، تو نبايد اعدام بشي ، بايد زندگي كني و باشي اما اين من و توايم كه اين بند رو مثبت نمي دونيم در حاليكه اونها اين طور فكر نمي كنند.
    – تو فكر ميكني كه كمر به كشتن فرهنگ كهنه نبستي؟ اين طور نيست اتفاقاً تو كسي هستي كه با يك فرهنگ كهنه در نبردي و در هيچ جنگي حلوا قسمت نمي كنند و دقيقاً به همين خاطر من تو رو انتخاب كردم براي پرسشم كاملاً با نظرت موافقم كه همجنس گرايي چيز جديدي براي انسانها نيست اما قصد كسب اندكي جا و مكان و حقوق شهروندي در كنار بدنه جامعه و اشاعه افكار دگرباشي امري كاملاً جديد در تاريخ فرهنگ كهنه جنسي انسان محسوب مي شود. اين كاملاً طبيعيه و بايد به كهنه پرستان حق داد كه نگران باشند كه شما پس از كسب جا و مكان با توجه به جذابيت هاي جديدي كه داريد توسعه پيدا كنيد و فرزندان آنها را نيز جذب كنيد و روزي آخر آنها را به اقليت كهنه تبديل كنيد شايد تو يعني شخص ساقي قهرمان قصد كشتن فرهنگ نداشته باشي ولي موج فرهنگ جنسي تو روزي فرهنگ كهنه رو نابود ميكند همانطور كه فرهنگ مردان چند زنه ، فرهنگ دختر كشي و فرهنگهاي ديگر در طول تارخ با آمدن فرهنگ جديد نابود شدند يا به اقليت تبديل شدند.
    اميد كه روشن بوده باشم ، من مخالف تو و نظرات تو در خصوص دگرباشي نيستم ، سوال من كلي بود كه البته دگرباشي جنسي جزئي از اين كل بود و مثالي براي روشن تر شدن پرسشم. اتفاقاً شايد من جزو دستهاي هستم كه اقليت شما رو هم به كهنگي محكوم ميكنم.

  2. من گاهی نگاه می کنم به آدم های دور و ورم
    فکر می کنم چقدر ِ ما نباید زنده باشیم اصلا به موجب قوانین
    چقدر ِ این آدم هایی که من اینجور دوستشان دارم حکمشان مرگ است

    __
    راستی یک تناقض بامزه ای هم هست
    می دانستید هوموسکشوالی موجب معافیت از سربازی است؟
    این یعنی هم جنس گرایی جرم نیست و برقراری رابطه ی هم جنسگرایانه است که می شود جرم
    فکر کنم بعد ِ گواهی هوموسکسوال بودن، یکجور قفل می زنند روی آدم که جلوی وقوع جرم گرفته شود

  3. دقت دارید که بنا بر این قوانین، حتی اگر زنی «مساحقه» کند، صد در صد از ناقص‌العقل بودنش است و سه بار دیگر تا مرگ فرصت دارد.

  4. فربد، اولا که اساس کل آن قوانين گمانم همين ناقص‌العقل بودن زن است
    که شهادتشان هم سنديتی ندارد حتی
    بعد هم که اگر ترس از دست دادن کشتزارهايشان نبود، لابد که می‌گذشتند از مساحقه اصلا (بالاخره آن همه زن صيغه‌ای که سال تا سال نوبتشان نمی‌شود گاهی بايد دستی بمالند به هم، که از کاربری نيافتند) اين عورت ناقص‌العقل که آلت ندارد که دخولی صورت بدهد و همانا در دخول است که فتنه‌ها نهفته است

  5. اينها يعني نداشتن آزادي عمل ، آزادي قلم ، آزادي تفكر ، آزدي بيان و …. در اين خراب شده ؛ البته تمام چيزهايي كه گفتم احتياجي به فكر كردن نداشت. هميشه در قفس بوده و هستيم (البته نه در اينگونه موارد)

  6. پیشنهاد میکنم به دوستان که کتاب
    » قانون بیضه ، حقوق بشر ، بمب اتم »
    نوشته » داکتر شجاع الدین شفا »
    رو بخونین !
    پیرامون قانون اساسی ایران مفصل نوشته است
    مانا باشید …

  7. در این گاهان نو، با امید به رسیدن به سرمنزل آسایش و عشق، خصوصاً زمانی که جهل و جور و بیداد را در مقطعی از مقاطع زندگی هم کیش و هم خانه و هم سرشتم در تلاطم می بینم، با علم و امید به فروکش کردن امواج تشویش برخاسته از بدگوهری نامردمان، و دل بستگی به ابی دریاهای عشق و افق روزگارمان، به حافظ، چون نشانۀ استواری تاریخی و سرخوشی نخستین و واپسین توسل می جویم و طلب دل از زبان او می گویم

    بیا تا جهان را گلستان کنیم
    ملک را ببیزیم و انسان کنیم

    ز گیتی نهاد ستم بر کنیم
    جهان را خرد بر سر افسر کنیم …

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s