دگرباش

 جامعه ی دگرباشان جنسی را همجنسگرایان، دوجنسگونگان، دوجنسگرایان، کوئیرها، هرمافرودیت ها، و اسکسوال ها، تشکیل می دهند.  

همجنسگراها کشش عاطفی و میل جنسی به همجنس خود دارند. این تمایل تحت هیچ شرایطی تبدیل به گونه ی دیگری نمی شود، فرد همجنسگرا را نمی توان با روانکاوی یا با عمل جراحی تبدیل به دگرجنسگرا کرد.

دوجنسگونه ها ( Transsexual)

 1- در قالب یک جنس و با هویت جنسیتیِ جنس دیگر به دنیا می آیند و هویت جنسیتی شان مشابه جنس مخالف جنسیتی است که با آن به دنیا آمده اند.  این افراد با تأمین تعادل هورمونی و عمل جراحی می توانند به بدنی مناسب هویت جنسیتی خود دست پیدا کنند.  

 دوجنسگونه ها (Transgendered)

 2- با نقش اجتماعی هویت جنسیتی خود همخوان نیستند. اگر مرد هستند مایل زن باشند و اگر زن هستند مایل اند مرد باشند، اما این ترجیح هویت جنسیتی به گرایش جنسی اینان مربوط نمی شود. فرد دوجنسگونه می تواند دگرجنسخواه، یا همجنسگرا یا دوجنسگرا و یا .. باشد.

دوجنسگراها   Bisexual از لحاظ هویت جنسیتی و تمایل جنسی بین دو جنس در نوسان اند. در فواصل مختلف، فرد هویتی نزدیک به هویت مردانه و در فواصلی به هویت زنانه را داراست و کشش جنسی او به فرد دیگر تابع قانون خاصی نیست، و بیش از آن که به جنسیت فرد دیگر بستگی داشته باشد به ویژگی هایی دیگر، بی ارتباط با جنسیت، بستگی دارد، ویژگی هایی که امکان دارد میان دو جنس مشترک باشد.

 کوئیرها  از جا گرفتن در هر کدام از دسته بندی ها گریزانند و مایل اند بیرون از مرزهای جنسی و هویت جنسیتی همواره هویت خود را آزاد و در نوسان رها کنند. محکوم بودن به یک گرایش جنسی خاص و تعلق به یک گرایش جنسی تثبیت شده را قبول ندارند. افرادی که خود را کوئیر می نامند با اعتراض به عرف و چارچوب هایی که تعلق به یک گروه با گرایش جنسیتی خاص را لازم می داند، از چارچوب های هویت جنسی و جنسیتی بیرون می ایستند.

 هرمافرودیت ها کسانی هستند که با اندام جنسی هر دو جنس به دنیا می آیند. معمولا هویت جنسیتی این افراد  مشخص نیست اما در مواردی تأثیر غالب با یکی از دو جنس است و با عمل جراحی ترمیم می شود. 

 دگرجنسگراها به جنس مخالف خود کشش عاطفی و تمایل جنسی دارند. این تمایل می تواند در مقاطع زمانی و به طور موقت تبدیل به تمایل به جنس موافق بشود.

دگرجنسگراها دارای گرایش مورد تأیید جامعه ی مردسالاری اند و وظیفه ی تولید مثل و تأمین جمعیت مورد نیاز جامعه، وظیفه ای است که با رغبت به عهده گرفته اند.

 همجنسگراها به قراردادهای اجتماعی و معیارهای اخلاقی جامعه ی خود اعتقاد دارند و در بسیاری موارد دقیقا نقش های زناشویی مورد قبول جامعه ی خود را در روابط بینازوجی خویش بازسازی می کنند. معمولا از بین دو مرد یا دو زن که شریک ارتباط جنسی عاطفی اند، یکی نقش زن و دیگری نقش شوهر را به عهده می گیرد. این انتخاب در جوامع غربی که تفاوت نقش ها امروزه در آن به هویت جنسیتی فرد محدود می شود و به معنای تفاوت حقوق اجتماعی نیست، بیشتر از جوامع شرقی شیوع دارد. با آنکه روحیات همجنسگرایان به وضوح متفاوت از روحیه ی تعلیم داده شده در جامعه ی مردسالارانه است، و این تفاوت را حتی در ترجمه ی رنگ ها و یا ابراز حالات عاطفی و ارتباط آن با هویت فردی می توان دید، می توان گفت که عمده ی تفاوت همجنسگرایان با دگرجنسگرایان در شیوه ی انجام عمل جنسی است. جای تن یک زن + یک مرد را تن یک مرد + یک مرد و یا یک زن + یک زن گرفته است. همجنسگراها به اساس خانواده و داشتن فرزند و رعایت اصول خانوادگی و اخلاقی و ارتباط عاطفی عمیق با پدر و مادر، پایبندند. همجنسگراها با تکیه بر قابلیت فیزیکی قادر به تولید مثل اند، اما به دلیل گرایش جنسی خود، مایل به انجام ارتباط جنسی برای تولید مثل نیستند.

دوجنسگونه ها حتی پیش از آنکه با عمل جراحی موفق، به جنسیت واقعی خود دست یابند، دقیقاً همان زن، و یا مرد جامعه ی مرد سالارند و رفتار و ویژگی های اخلاقی شان مشابه دیگر افراد همجنس شان در جامعه است. به طور طبیعی به این اصول وفادارند و از آن اصول با دقت و با علاقه پیروی می کنند.

  شاید دگرباش ترین ها در میان افراد ِ متعلق به گرایشات گوناگون جنسی همین دوجنسگراها باشند. دوجنسگراها بی آنکه معلوم باشد چرا و بر چه اساسی، قواعد را خودبخود به هم می ریزند. اما گم اند، میان اختلافات دگرجنسگراها با همجنسگراها معمولا دوجنسگراها به نظر ساکت می آیند، اما با حضور خود و با نوسان همواره ی میان هویت های جنسیتی و کشش های جنسی، در اطراف خود آشوب می آفرینند و نورم ها را به هم می پاشند قراردادها را می برند زیر سؤال.

آنجا که بغرنج دگرجنسگرایان با تعدیل اخلاقیات، و بغرنج دوجنسگونه ها با مداخله ی پزشکان، و بغرنج همجنسگرایان با تعدیل قوانین اجتماعی آسان می شود، بغرنج دوجنسگرایان انگار جایی به آرامش نمی رسد.

   آیا فرهنگ ایرانی معاصر، جایی برای این همه آدم  با این همه گرایش و هویت گوناگون در ساختار اجتماعی ای که بر اساس گرایش و هویت جنسی/جنسیتی دگرجنسخواه ها و تحت حاکمیت فرهنگی مردسالاری، فقط، بنا شده، در نظر گرفته است؟ بقیه محکوم به دیوانه انگاشته شدن اند؟

Advertisements

4 نظر برای “دگرباش

  1. ساقی عزیز
    باور کن یک زمان هایی فکر می کنم که یک ترکیبی از همۀ اینهایی که اینجا گفتی هستم … البته می دانم که اکثراً کدام هستم، خوشبختانه این را میدانم و چه بسیار زمان ها که صرف دانستنش خوب است و خوش است. به هر حال در این لحظه من خودم را بیشتر کوییر احساس می کنم. چه باک اگر چنانچه در این زمان خود را در میان حرکات و یکسان سازی های دگرجنسگرایانه ببینم، فقط برای مقابله با تعصب ورزی های ان فرهنگ، علناً یک همجنسگرا معرفی کنم؟

  2. what the fuck?
    دگرجنسگراها دارای گرایش مورد تأیید جامعه ی مردسالاری اند و وظیفه ی تولید مثل و تأمین جمعیت مورد نیاز جامعه، وظیفه ای است که با رغبت به عهده گرفته اند.
    Now we are «Othering» the straight?

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s