عوضش می کنی؟

سرت، اینجاست. تکیه داده م به دیوار، که شده پشتی تخت، بالش ها پشت سرم اند، رویهم رویهم. پاهامو وا کردم، فقط یه ذره، که سرت جا شه. سرت رو گذاشتی اینجا، لای پای من، داری سقف تماشا می کنی. سقف تماشا کردن دوس داری. من دوس دارم سرتو بگیرم لای پام و گاهی، وقتی داری حرف می زنی،  بمالم تنم رو به موهات، به زبری سرت، با موهات. سرت رو، گاهی برمی گردونی که ببینی شنیدم چی میگی، نشنیدم؟ با دو تا دستم نگه می دارم سرتو، دوباره نگاه می کنی به سقف، حرف می زنی. خم میشم ببوسمت، فقط به پیشونی ت می رسم، خم میشم بیشتر می خوام برسم به لبات. دیگه فرق سرت روی روی لبام نیست. می کشم خودمو از روی سرت دراز می کشم سرمو می ذارم پهلوی انگشتای پات. انگشتاتو می گیرم تو دهنم. کف پامو می ذارم روی سینه ت. می برم روی گلوت. تو، انگشتای پامو می بری تو دهنت خوابم می بره.

تا بیدار شم یه سیگار می دی دستم. نمی دونی؟ دیگه نمی تونم سیگار بکشم. فقط توتون باز، که خودم بپیچم، سیگار آماده، مال کاغذشه فکر می کنم، به ریه م آسیب زده. پک می زنم تو نمی دم. می شینم روی شست پات. جلوعقب میرم قایق میشم رو موج آب، ولی موج نیست، شست پات زبره. دراز می شم تا روی زانوهات. ناخن شست ات خراشم می ده. میمالم خودمو روی صافی پات، نمی ذارم شست ات بره دوباره تو.

تو، مردی، وقتی دراز می شم روی زانوهات، بهت گفتم که، ولی نمیشه، دست خودش نیست. موهامو ناز می کنی. میام جلوتر که ول شم رو سینه ت. خب تقصیر تو نیست. تو مردی.

حالا کیر تو یه خورده قوس برداشته. اینجا رو دوست دارم. یه خورده که قوس برمیداره هنوز خیلی مودبه. دوستش دارم. صورتمو میمالم روش، لبامو میمالم روی سر سرش، با سر زبون سرشو یه ذره میزنم اینور اونور. میفته. با سر زبون بلندش می کنم می زنم اینور اونور. بلند میشه. نه دیگه واقعا بلند میشه. حالا دیگه با شک نگاهش می کنم. راست شده. میگیرمش توی دهنم. با دست نگهش می دارم. نگهش می دارم محکم. تکون نمی خوام بخوره. آخه اصلا نمیتونه تکون بخوره. راست ایستاده. منم که گرفتمش با دستم محکم. دیگه چکار می خواد بکنه؟ می برمش توی دهنم. ببین من نمی دونم. دوستت دارم. خیلی ماهی. دستات موهامو گرفته. سرمو گرفته تو دستش، ولی آروم. سرمو تکون می دم. میارم از تو دستت بیرون.

میگیرمش توی دهنم. نگهش می دارم. میبرمش تا ته حلقم. می خوام قورتش بدم. یعنی تا اونجا بره تو، با دندون بکنم. چرت می گم خب. با دندون بکککنمش که چی؟ با دندون میکشم روش، میارمش بیرون تا روی لبام دوباره تا ته دهنم که بخوره به کام. بعد دوباره تا روی لبام. همه ش برای این که دوباره ول بشه. یعنی شل بشه، خوابالو. راست که میشه دوستش ندارم. نازش می کنم با زبونم میمالمش با دستم روی گونه هام. شل بشه دوباره ول بشه سرمو بذارم روش بخوابم.

پاهاتو یه خورده وا می کنم سرمو جا میدم لای پاهات، پاهاتو می چسبونم به هم، چشمامو می بندم. دیگه ول شده. میگیرمش تو مشتم، می خوابیم.

تو می دونی چرا هر وقت میام بغلت این میاد وسط راست میشه نمی ذاره باهت بخوابم؟ نمیشه دستمو که می ذارم روش راست نشه؟ یا راست که میشه چوب نشه اینجوری سفت که نشه دستش زد؟ مگه تو انگشت نداری؟ با انگشتات بیا. بیا هر جا می خوای بیا با انگشتات. این، راست که میشه، هیچی حالیش نیست. فقط می تونه دریل بشه بره تو بیاد بیرون. انگشتاتو بیار، ببین، می تونی راستشون کنی، خمشون کنی، بمالی به هر طرف که می خوای، وقتی می مالی به این تو، اینجای گلو، تازه می فهمم تو اومدی داری توی گلو رو ناز می کنی، یا اصلا اومدی توو. با انگشتت دور تا دور این تو رو دست بمال، ببین، اینجا، می  تونی انگشتتو بند کنی به این غضروف، نازش کنی تا اشکمون درآد. بعد بیارش بیرون انگشتتو، خط بکش از اینجا تا زیر گلوم. دستات ماهن. کف دستات ماهن. با انگشتت ببین بیا اینجا، بذار گازش بگیرم.

 تقصیر منه، من دوست ندارم، یعنی اگه می شد یکی دو بار وقتی توی منه، خوابش ببره، اونوقت دوستش می داشتم، ولی آخه کیر سرش نمیشه، عادتشه، باید تا ته نفس خودش رو بند بیاره، اون وسطا دیگه اصلا نمی دونم چکار کنم.  از اینکه وقتی شروع می کنه باید تا تهش بره و نمی تونی وسطش ول کنی بری چای بریزی چون که راست کرده الان ولش کنی سردرد میگیره دل درد میگیره بدم میاد. تو می تونی یادش بدی صبر کنه اون وسطا، بریم یه چایی بریزیم بیایم دوباره بی خیال از وسطش بغل کنیم همو؟ حالا حتما این باید تا ته تلمبه بزنه؟ نمیشه نزنه؟

تو، انگشتاتو بیار پیش من، این مال خودت. تا وقتی یاد بگیره وسطاش یه هوا بخوابه. یه خورده خم و راست شه، این لعنتی ِ تا ته برو بیا برو بیا رو عوضش کن. تمرینش می دی بیخیال شه؟ دوستت دارم

Advertisements

13 نظر برای “عوضش می کنی؟

  1. دلم می خواست نوشته های ساقی رو بخونم.یکیش رو خوندم .گفتم برم ببینم نظر دادن اگه دادن من نظر ندم.هیچ نظری نبود.نوشته من رو یاد یه نفر انداخت.فکر نکنم قصدت این بود که دیگران یاد کسی بی افتند.ولی من افتادم.اونم همین خواسته ها رو داشت و من این خواسته هاش رو براش براورده می کردم.اما خدا الان که من خواسته دارم براورده نمی کنه.نمی خوام بقیه اش رو بگم چون خیلی باید به خدا توهین کنم.ولی من خدارو دوست دارم.با احساس بود

  2. من فكر ميكنم كه كير مثل اسبه ، لذتي كه در رام كردن يك اسب وحشي هست در سواري از يك اسب رام نيست.
    در ضمن يك كير راست رو ميشه بالاخره خوابوند و از هر دو حالتش لذت برد ولي كيري كه راست نشه فقط داراي يك حالته و طبيعتاً قابليتهاي كمتري داره.

  3. راستي تو تا كير ما رو راست نكني نمي خواي يه پست جديد بزاري من هر روز صبح ميام اينجا به اميد يه پست جديد ولي چند وقته كه همش با اين پست رو به رو ميشم. آخرش كار دست ما ميدي.

  4. سلام
    در آخرین ایمیلتون گفتین که می تونم شما رو مثل خواهر خودم بدونم و خواهر صداتون کنم .پس :
    سلام خواهرم .
    خوشحالم خواهری دارم که می دونه من گی هستم .
    دوستون دارم و همیشه براتون آرزوی موفقیت می کنم .امیدوارم روزی از نزدیک ببینمتون .پسر 32 از ووردپرس نقل مکان کرد و مجددا به بلاگفا بازگشت .
    خوشحال میشم به خونه جدیدم سر بزنید .

  5. سلام
    می‌خواستم پیشنهاد بدم که شما (خانم ساقی قهرمان) یک انجمن همجنسگرایی راه بندازید تا همه بتونیم توش راحت با هم صحبت کنیم و با هم آشنا بشیم.
    راستی میشه که آموزش همجنسگرایی را در وبلاگتون بگذارید. البته اگر اجازه دهید که ما از تجربیات همجنسگراییتون استفاده کنیم.
    دوستون دارم

  6. سلام خانم قهرمان عزیز
    درباره متنی که نوشتید، من واقعا حیرت زده شدم…و بغضم ترکید……
    یاد تنها عشق واقعی زندگیم افتادم که می تونست همینطور وبا همین حساسیت ویژه خودش، به سکس نگاه کنه…
    ما هیچ وقت به سکس کامل(از هیچ کدوم از دو راهش) نرسیدیم، اما توصیفات شما از کیر(عذر می خوام که راحت صحبت می کنم)، عین توصیف اون بود.
    با اون بود که من هویت جنسیم رو به عنوان یه پسر واقعا درک کردم و برای اولین بار بهش افتخار کردم
    و تنها اون بود که تونست نگاه من رو به سکس، تا این حد رمانتیک کنه…
    اما حیف که خودش، منشا همه این زیباییها؛ …رفت….
    البته من هنوز بعد از دو سال به برگشتش امیدوارم و عاشقانه دوستش دارم
    مرسی برای این کار و خاطره زیباتون
    شما دومین کسی هستین که تونستین به سکس اینجوری نگاه کنید
    نمی دونم واقعا چه جوری ازتون قدردانی کنم
    شما بی نظیر هستید
    مرسی، مرسی، مرسی
    شاهکار بود

  7. داشتم دنبال یه مطلب می گشتم که اصلا به نوشته شما ربطی نداشت ولی این نوشته منو جذب کرد و تا تهش رو خوندم.
    بسیار بسیار زیبا بود. (محمد)

  8. برو گمشو اشغال عوضی بی خاصیت یه نگاه به دور و برت بنداز ببین دنیاکجاست و ما کجاییم ولی باید بدونی که اگر قرار بود همه مثل تو فکر کنند که گروهی مثل ما برتر نمیشدند من 18 سالمه و انسان فوق العاده موفقی هستم و دوست دارم همه جوان ها به جای هرزگی به زندگیشون برسن الان دیگه تو این دنیا بیشرفته جایی واسه هرزه بودن نیست من هفته دیگه بهت سر میزنم جوابمو بده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s