امین قضایی «هم» نویسنده است «هم» در زندان است

آنچه از واقعيت مي شناسيم تنها سلطه ي آن است. جز اين هيچ چيز واقعي نيست. اگر ما به جاي انكه روياروي مجموعه داده هاي واقعي قرار گرفته باشيم، با سلسله مراتبي از پيش انگاره هاي سلطه گر طرف باشيم آنوقت چه ؟ آيا نبايد گفت واقعيت از آنرو واقعيت است كه مسلط است ؟ بنابراين ما نه روياروي واقعيت همچون چيزي كه « هست» بلكه در چشم انداز ايدئولوژي همچون چيزي كه « مسلط»«هست» قرار گرفته ايم. ما هيچ واقعيتي نمي بينيم، ما فقط ايدئولوژي را مي بينيم . امر واقعي بيشتر امر مسلط است. «هست » انگاشتن و واقع گرايي، صرفا اتخاذ يك چشم انداز انتزاعي بر ايدئولوژي است. «هست » انگاشتن، طبيعي انگاشتن، پذيرفتن هر چيز همانگونه كه« هست »، ديدن واقعيت يا واقع گرايي نيست….

 

آنچه «نيست و بايد بشود» به جهاني ديگر، به آينده تعلق ندارد به همين امروز و همين جا تعلق دارد. به همين سفره  وبه همين وقت ناهار، چرا كه من نمي توانم شكمم را امروز با نان فردا سير كنم. آنچه « نيست  و بايد بشود » « نان » امروز است، نه « نان» فردا. آزادي ِ  ضرورت است ، نه ضرورتِ آزادي .                                                                                                                                  امین قضایی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s