الهام در بازی

داو اول < در کجای این ماجرای هندسی درونی باید زیست؟

آگاهی از امنیت و آزادی

Car nous sommes he sommes pas

چرا که ما در جایی هستیم که نیستیم

«پیر ژان ژو»

آیا آن زمان که جنسیت، رنگ های استعاره را باز می نمایاند؛ ما باز هم می توانیم و باید بر حقیقت جنسی پافشاری کنیم؟ آیا باید این استعاره را شدت بخشید؟ آیا قواعد گروه حاکم، باید و سزاوار است بر بازی ما – هر یک از ما – حکم فرما و توانا باشد؟ در هر صورت، هر زمان از این قواعد بهره گیریم؛ به آن ها جلا بخشیده ایم و به آن ها رسمیت داده ایم. و این گونه است پوسته ی خشکیده ی هر ماهیت برساخته. و این به ما – هر یک از ما – اجازه می دهد هر انسان را در هیئت پوسته اش ملاقات کنیم.

.

.

.

.

برای ورود به این بازی، نخست متنی را مبتنی بر تحلیل بازی یاد شده و پرسش مطرح در آن، آماده کرده بودم و قصدم این بود که متن را در el قرار دهم. و در نهایت در پی طرح و بسط بازی جدیدی بر آیم.

ولی با پی گیری جریان بازی از این عمل باز ماندم؛ واکنش سلبی، محافظه کارانه، و عقیم – به لحاظ استدلال منطقی – در برابر متن علی، از قرار دادن متن یاد شدهمنصرف م کرد گرچه امید داشتم متن هایی با رویکرد و زاویه ی برخورد متن علی – مخالف یا موافق! – راه را برای بحث جدی و درگیرانه باز کنند و پیش برند.

.

.

یقینن تعیین و تعریف مرزهای کلام، راهی به استقرار سرکوب گرانه و استعمار خواهانه ی تفکر ساخت گرا، به ما نشان می دهد؛ دری که ماهیت ش مفروض به قرینه ی شناسایی و تثبیت خود / دیگری است. که این فریضه، اصول بنیادین ساخت یقینی مرکز گرا را مشروعیت بخشیده و واجب الاجرا می خواند.

.

.

.

.

نمی دانم. .

آیا می توانم بد بین باشم؟ و آیا می توانم در پس این سوالی که بازی را جاری می کند؛ در پی یک استراتژی نظام مند یا بهتر است گفته شود نظامی گرا، باشم؟

مشتاق و مصر هستم تا شاید از این مجرا بتوانیم ظرفیت ها و محدودیت های چونین گفتمانی را استخراج کنیم.

و بد بینی من بیش از آن که به موارد ذکر شده در بالا بیاویزد؛ به نگاه و کنش نسبت به هویت جنسی و در پی آن مسائل منبعث از این رویکرد باز می گردد. چرا که این پدیدار هم مانند خیل عظیمی از مسائل مورد توجه ما – هر یک از ما به عنوان فردی حقیقی – گرفتار تظاهراتی سهل انگارانه، مصرفی، فاقد پشت گرمی اندیشگانیف و توده گرا شده است.

.

.

.

یا به قول دوست عزیز «گاستون بشلار» :

اما آیا وجودی که دری را می گشاید، همان وجودی است که در را می بندد؟

آیا . . . . . .؟

اردیبهشت ماه 1387

الهام ملک پور

Advertisements

4 نظر برای “الهام در بازی

  1. به دنبال الماس گم شده ام سينه بر خاك سائيدم
    پسركان دو چرخ سوار را دوست دارم
    پسركاني با لهجه بود
    با پوست هاي يهودي بي لك …

  2. salam omidvaram haleton khob bashe
    vayyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyy nemidonam chi begam chon vaghean matalebeton ghashange yani ali hastan bavar konid az bas neveshtehaton ro khondam divoneh shodam
    bebinid ye khaheshe khily ajezaneh javabe pmam ro bedid ya be mailam ya be websitam begid shoma ki hastid koja hasti? mitonam shoma ro molaghat konam?
    man aram hastam 21 saleh pesaram ham eshtebah nakonid
    rasti 3 ta ax hast male ye khanome axe shomast?
    khily khily montazere javabeton hastam
    bye golam

  3. فی الباب الاروتیسم والاثار و المنافعهو:
    (اودری لرد) … اروتیسم ابزاری است برای آغاز درک خود در آنارشی شدیدترین احساساتمان؛ حس ارضاء درونی است که اگر آن را تجربه کرده باشیم می دانیم که می توانیم آن را به دست آوریم. اگر ما یکبار عمق و محتوای چنین احساسی را تجربه کرده باشیم و قدرتش را بازشناسیم، می توانیم به قیمت شرف و ارزش خود، از خود دیگر چیز کمتری انتظار نداشته باشیم. … صحبت های شیوا، رسا و قوی ای پیرامون اروتیسم و قدرت آن از این زن نویسنده ی سیاهپوست اخیراً خوانده ام که پیام های مهمی داده و چشم اندازهای وسیع و روشنی برای بهتر دیدن این بعد از وجودمان و درک و دریافت و ارتباط بیشینه با این قدرت -و کیفیت ها و توانایی های جدید حاصل از تطبیق با آن- ترسیم کرده که به زودی در این خصوص بیشتر خواهم نوشت.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s