دزدی ویژه، برای فربد

.

.

[ تن تو، سرزمین آتش است ، پسر… تن تو، گورستانی ست انتهای آتشکده ای دور که هیچ وقت خاموش نخواهد شد. و من… مبعوث شدم آن گاه که بر تنم انزال شدی به سان پیام اوری که قصه های درد ِ تو را خواهد گفت…

بگو پسر! جز چشم هایت، طاق ابرو هایت، پشت مژه هایت، توی سبد موهایت، لب هایت، ردیف ِ نا منظم دندان هایت، روی گردنت، بازو هایت، شانه هایت، گودی بین سینه هایت، زیر بغل هایت، لابه لای کرک ها و مو هایت ، تیزی نوک سینه هایت، حفره ی ناف ات و اطرافش، روی شیار کمرت، بین پشم های زیر شکمت، سفتی ِ لای پاهایت و روی زانو هایت… بگو ، چند تا گور دسته جمعی دیگر داری!؟

بگو هوش و حواس چند نفر را آن جا ها چال کرده ای؟

بگو، من را در کدام یک از این گور ها سربه نیست کرده ای؟

اصلا بگو چرا – حالا – این همه،هوس این را دارم که روی تک تک این گورها دراز بشوم و زار بزنم!؟

بگو! که من قیام کرده ام اینک، به برهنگی ِ مقدس ِ تمام اندام ِعاصیِ ات، ای پسر…]

.

.

فربد، این را من از کامنت امیدرضا در وبلاگ باربد، دزدیدم که بخوانی چون دنبال نوعی از گی-اروتیکا در کارهای دگرباشان نویسنده ی امروز ایران بودی.

Advertisements

4 نظر برای “دزدی ویژه، برای فربد

  1. خسرو شيرين جان نوبت زده است
    لاجرم در شهر قند ارزان شده است

    شهر ما فردا پر از شكّر شود
    شكّر ارزان است ارزان‌تر شود

    در شكر غلتيد اي حلوائيان
    همچو طوطي، كوري صفرائيان

    نيشكر كوبيد كار اين است و بس
    جان برافشانيد یار اين است و بس

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s