یادش نمی رود اینجا

چشمهای فرزانه مال سی سال پیش است ته نگاهش مال سی سال دیگر یعنی سی سالی که قرار است بعدا بیاید. لبهایش شبیه لب هایی است که می شود با انگشت دورشان را دنبال کرد تا گوشه ی لب و از آنجا برگشت وسط لبِ پایین با بالشت انگشت فشار داد پایین توی توی لب را تماشا کرد. گفتم عینکش را بردارم برندارم بردارم برندارم از اینور راهرو تا آنور راهرو از اینور تا آنور راهرو برنداشتم گذاشتم بماند. علی می گوید ما با هم دوستیم. من فکر کردم من هم دوستم ولی نیستم ولی دوست دارم سوار ماشینی چیزی بشود بیاید بنشیند روی آن صندلی سرمه ای آن طرف اتاق، دستهایش را از دو طرف ول کند، مثل عروسکهای چینی، نگاه کند به روبرو، سینه اش بالا پایین نرود یادش برود پاهایش در امتداد دلش کج روی زمین بمالد کف پاهایش را بی کفش.

کفش نداشته باشد. ناخنهایش زرد شده باشد و دراز و زبر،

انگشتهای پایش لاغر و دراز باشد مثل بازوهای کسی که همیشه مثل آب، آب می خورد و چیزهای دیگر را نمی خورد حتی اگر دوا باشند و چیزهایی را می خورد که خوردنی نیستند

مثل ما

من از این گوشه ی روبرو عکس می گیرم، تا خسته شود سرش بیفتد روی سینه اش دستهایش را فرو کند لای موهایش بلند شود که برود. عکس رفتنش را بگیرم پاره کنم.

خوابش که می برد فقط زانوهایش بیدارند و کمی از سر شانه ی چپ اش بیدار است.

نوک این یکی پستان هم بیدار می شود ولی خوابش می برد زود نوک آن پستان هم بیدار می شود پستان هایش از این سر تا آن سر بیدار می شوند همهمه می شود

دستم را روی دلش می گذارم پستان ها خواب می روند

دستم روی پایش می گذارم پستان هایش پا می شوند

دستم را روی زانویش می گذارم

می گذارم دستم روی زانویش عرق کند

از این سر راهرو به آن سر راهرو به آن سر راهر ولی عینکش را برنمی دارم لازم نیست

بعد دلم برای فرزانه ی خودم تنگ می شود که نیامد.

آمد تا پای اتوبوس

مانتوهامان را با هم عوض کردیم، روسری هامان را با هم عوض کردیم، چیزهایی را که باور نمی کردیم کردیم

بچه ام را داد دستم بچه اش را دادم دستش

شیشه ی عطرم را گذاشت توی کیفش برگشت خانه. من رفتم تا همین حالا که برنمی گردم

Advertisements

1 نظر برای “یادش نمی رود اینجا

  1. قاعدتاً به من چه، ولی کاش از این چیزها بیشتر می‌نوشتی، یا نه، نوشته‌های این‌جوری رو بیشتر منتشر می‌کردی.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s