این جاها

کف پا وقتی نشسته باشی گرفته باشی اش توی دست گذاشته باشی اش روی زانو، بیشتر از هر یکنفری  دل و سینه و  کون و صورت و دست و سر و لب و لای انگشتها و پاشنه ی پا و جاهای گیج شدن دارد. یعنی هیچوقت وقتی داری حرف می زنی با کف پا، هیچ چیز از تمام چیزهای حرف زدن کم نمی آوری.

صورت، تمامش، گم می شود توی کف پا. بعد کف پا، تمامش گم می شود توی دو تا دست. بعد یکی یکی انگشت های دست فرو می روند لای انگشت های پا،  بعد دانه دانه انگشت های پا می روند توی دهن، از لای یک جفت لب که  ماتیک خورده اند نرم و خشک و گرم، بیرون می خزند. بعد پاشنه ی پا می رود همانجا، توی دهن لای دندان ها خراش می خورد انگار بوسیده باشندش. و همه ی اینها با صورتی که توی گودی کف پا می خوابد، تمام می شود تا صبح و هی دوباره می پرسی اولش چی بود و یکی یکی یادداشت می کنی یک دستی و بلند بلند می گویی

Advertisements

2 نظر برای “این جاها

  1. هر که بگویدت زه مه ابر چگونه وا شود
    باز گشا گره گره بند قبا که همچنین…

  2. اما به دست که نگاه کنی خط هایی میبینی که انگار مسیر سرنوشتند یعنی اینجوری گفتن
    حالا بگو نقش بودن های هودت رو در آن میبینی
    نه چشم و لب و چهره
    همون هایی که تورو ساختند که حالا کف پایت منشا ساختن اعضایت باشد
    نمیدانم به هر حال دست لطیف تر است از کف پا

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s