تن زن را چطور از خود زن جدا می کنید؟ در ادامه با رادیو کوچه

اسلام درست می گوید، زن نباید اجازه ی قضاوت داشته باشد.

زن، که مطابق قوانین اسلام، اجازه ی تن اش دست کس دیگری است، اجازه ی حکمی که به عنوان قاضی صادر می کند چطور ممکن است دست خودش باشد؟ زن، که در تمام مراحل زندگی به عنوان دختر و همسر اختیارش دست پدر و شوهر است، اگر قضاوت بکند در واقع قضاوت پدر و شوهر را از زبان خودش اعلام کرده است. چه کاریه خب؟

آیا اجازه دارد به عنوان قاضی، رایی که پدر و شوهرش با آن مخالفت می کنند بدهد؟

در آن صورت پدر و شوهر با  او چطور برخورد خواهند کرد؟

آیا امکانات زندگی خانوادگی اش در گرو اطاعت کردن از این  دو نفر، و در نتیجه قضاوت کردن به سلیقه ی این دو نفر نیست؟ چه دلیلی دارد زن که اجازه ی تن اش دست پدر و شوهر است،  خودش!! قاضی باشد.  اگر قرار است با اجازه بابا و عموجان ها، و با اجازه ی شوهر دهانهایش را وا و بسته بکند  بهتر نیست بگذارد همان ها خودشان بدون واسطه بروند بکنند؟

اما اسلام از بخش دوم مساله شروع می کند. توضیح نمی دهد که اول اجازه ی کنترل بر تن را از زن گرفته است و بعد با همین دلیل اجازه ی قضاوت را سلب کرده است.

سام می پرسد، آیا بهتر نیست زن ها اول حقوق ابتدایی تر از آزادی جنسی داشته باشند؟

چه حقوقی ابتدایی تر از حق کنترل زن بر تن خودش است؟  وقتی حق کنترل تن زن دست دیگران است، دیگر چه حقی باقی می ماند؟ حق رقصیدن به ساز این دیگران؟

چطور زن و تن را از هم جدا می کنید و جدا جدا سر کار می فرستید؟  در همان حال که تن اش  دست مرد است خودش  برود قاضی بشود؟ این خود زن در کجای وجود زن است که خارج از تن است؟  در واقع، زنها چطور قادرند خودشان را جدا و بی ارتباط و خارج از تن خودشان ببینند و بدون در دست داشتن تن، حق کار کردن بخواهند؟ در واقع با چه ابزاری قرار است کار کنند؟ به جز تن؟ در این صورت، ابزار دست همان کسانی نخواهند بود که تن شان را در دست دارد؟

هیچ حقی ابتدایی تر از حق کنترل بر تن یا آزادی جنسی نیست. آزادی جنسی یعنی آزادی کنترل بر تن.

آزادی جنسی یعنی نام گذاری تن، فارغ از قراردادهایی که تن را پیشاپیش نامگذاری کرده است. یعنی آزادی فارغ شدن از نقشی که پیشاپیش تعیین شده است. زن، وقتی آزادی جنسی دارد، یعنی آزادی دارد زن بودن را بازتعریف کند.

شاید هنوز کسانی خیال می کنند آزادی جنسی یعنی زن آزاد باشد بدون اجازه گرفتن از صاحبان قانونی اش، به میل صاحبان غیرقانونی اش، دهانهایش را وا و بسته کند. آزادی جنسی یعنی به هم ریختن این پیشفرض ها و  این تعریف ها از موقعیت زن و دهانهایش.

در موقعیتی که زن آزادی جنسی دارد مردها دیگر نه خریدارند نه شکارچی نه بیل و تلمبه نه همسر نه عاشق.  می روند به کارهای واجب تری می رسند مثل شکستن فرهنگ مزخرف انکار تن و شعورش، که در هیچ جای دیگری جز همین تن یافت نمی شود

.

گفتگوی من و سام شریف

.

بخش دوم

فکر می کنم باید جواب ها رو بنویسم، گفته نشده اند

.


Advertisements
فرستاده‌شده در دسته‌بندی نشده

1 نظر برای “تن زن را چطور از خود زن جدا می کنید؟ در ادامه با رادیو کوچه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s