هستم برای همین

حافظه  چیزی ست مثل طناب دار

.

پوست چیزی ست که پاره می شود از هراس

.

چشم چیزی ست که پنجه به دیوار می کشد

.

دست چیزی ست که ندارم چه بسته چه دراز

.

با من بمان هر جا مثل خون، مثل خون که ناگهان دهن وا کرد

.

صدا بزن صدا بزن صدا بزن صدا بزن صدا بزن صدا بزن

.

پا چیزی ست که می شکند هر بار

.

فرق سرم برای همین چاک چاک می شود

.

کمرم کجاست

.

کلمه های نحیف. کلمه های شکسته. کلمه های بسته. کلمه های بیرنگ کمرنگ بد رنگ. کلمه های تیز. کلمه های تلخ. کلمه های کنج دیوار. کلمه سرد یخ زمهریر. من هیچ وقت جان نداشتم که بدهم بدهم. کلمه های ساکت. کلمه های مسکوت. کلمه های سکوت سرد سنگین. کلمه های بی صدای عبوس. کلمه هایی که خراشیده خونی. کلمه های سردرد سرگیجه. من هیچ وقت تو را نداشته ام بیرون از کاسه ی سرم. بیرون از پوست، بیرون از ته جگر

.

تن چیزی ست اگر اینجا باشی مثل جان

.

شیرین و بی حواس

شیرین و داغ

شیرین و شیشه های پر از چشمهای مخمل سیاه

.

هستم برای همین

.

دربان این درم

.

هستم برای همین که در وا کنم

.

———–

پنج مارچ 2011 – با فرزانه

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s