شیزوفرنیای یک

1-

یک پنجره از روبرو

بی پرده

گوشه ی سمت راست تاریک است با یک صورت که از کنار پنجره بیرون را می پاید

2-

صورت بر می گردد رو به ته اتاق که تاریک است

3-

یک جفت چشم، ایکاش، در تاریکی ته اتاق

ایکاش، بالای گونه ها، ایکاش، بین گونه ها و پیشانی، ایکاش، خیره

نگاه

نمی کرد

4-

آنجا که صندلی ست، یک صورت، صورت چسبانده به نشیمنگاه صندلی

یک تن با شانه ها و شکم و پاها و همه چی

از گردن به صورت آویزان  شده است

دو زانو زده بر زمین

پای صندلی

5-

تاریک که می شود برق میزند چراغ آویزان از سقف

نور می پاشد روی صورت کنار پنجره ی بی پرده

گاهی به این سو

رو به خیابان

گاهی به آن سو

رو به دیوار ته اتاق

گاهی به آن سو

رو به کنج اتاق

رو برمی گرداند

صورت، سرد است

داغ است از دلهره

ایستاده

مسکوت

بی آن که استوار به چشم بیاید از پیاده رو

6-

زیر تیر چراغ

پیاده رو

هوا در هم می پیچد

هرم یخ

تن به هم می پیچد، زمهریر

چشم یخ می زند به چراغ آویزان از سقف داخل اتاق روبرو

7-

طنابی هست که خیابان را به خانه می پیچد

8-

فلج یعنی در، بسته باشد، پنجره بسته باشد، دیروز به روی امروز بسته باشد، امروز به روی فردا بسته باشد، دست به پا بسته باشد، شانه به دیوار بسته باشد، پر شده باشند ترسهای کور و دور توی سر

9-

خیره به منظره

نور نمدار

نور شدید

نور تیره

دستها و پاهای لاغر تن لاغر یک جفت چشم یک جفت لب سینه ی لاغر نوک سینه غرق در تاریکی مطلق

10-

خیلی سنگینی می کنم روی سینه ات

11-

آبی  آسمان با خراش خیابان تناقض دارد

 

با فرزانه

 

 

 

 

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s